شنبه بیست و پنجم مهر 1388
وضعیت طبیعی دریاچه تخت سلیمان در طول ادوار گذشته
بخش طبیعی مجموعه تخت سلیمان متشکل از یک کوه آهکی است که در قله آن، چشمه بسیار بزرگی (با دریاچه ای به قطر حدود 100 متر) وجود دارد. این کوه در طول هزاران سال در اثر رسوبات آهکی موجود در آب چشمه فوق شکل گرفته است. هم اینک در اطراف کوه تخت سلیمان چندین تپه کوچک از این نوع، در اطراف چشمه های آهکی در حال شکل گیری است. کوه بلند زندان سلیمان نیز یکی از همین کوه های رسوبی است که در پنج کیلومتری تخت سلیمان هزاران سال پیش شکل گرفته است (البته در حال حاضر چشمه به وجود آورنده این کوه و دریاچه آن خشک شده). بنابراین روند شکل گیری کوه های رسوبی در منطقه تخت سلیمان امری طبیعی و مربوط به شکل خاص زمین و نوع املاح موجود در آب چشمه های منطقه است.
چشمه تخت سلیمان هزاران سال پیش شروع به جوشیدن کرده و به تدریج بر اثر لعاب حاصل از ترکیبات موجود در آب، لبه بیرونی چشمه رسوب بسته و بالا آمده است. این روند هزاران سال ادامه یافته و باعث شده که آب چشمه گلدانی در پیرامون خود بسازد به نحوی که هم اینک ارتفاع تپه حاصل از روند فوق و همچنین عمق دریاچه ناشی از جوشش آب چشمه به حدود 62 متر می رسد. با توجه به این که ارتفاع رسوب دور دریاچه از دوره ساسانی تاکنون، یعنی در طول 1400 سال گذشته حدود 12 متر افزایش یافته، می توان گفت: به ارتفاع گلدان دریاچه تقریبا در هر سال کمی کمتر از 9 میلیمتر افزوده شده است.
این واقعیت که ارتفاع مجموعه تخت سلیمان از خط القعر محیطی که در آن قرار دارد 62متر یعنی برابر عمق دریاچه است، ثابت می کند که کف دریاچه به وسیله املاح آهکی رسوب گذاری نشده و در طول سال های شکل گیری آن ثابت بوده است. بنابراین در صورتی که اشیایی در طول تاریخ به داخل دریاچه پرت شده باشد، در داخل گل و لای کف دریاچه مدفون نشده و از طریق غواصی قابل کشف هستند. لبه بالایی دریاچه، دارای پیشرفتگی نازکی در داخل آب است، اما باقی دیواره دریاچه کاملا عمودی است. از این بابت مشخص است که در ادوار مختلف، لبه اضافی دریاچه به تدریج شکل گرفته، بزرگ و بزرگتر شده و به همین دلیل شکسته و به داخل دریاچه افتاده است. بنابراین عمق ناحیه داخلی دریاچه همان 62متر اولیه باقی مانده، لیکن نواحی حاشیه ای کف آن شیب پیدا کرده است. ارتفاع این شیب بین 46 تا 49 متر است. از دیگر سو اگر بدیهی بدانیم که ریختن اشیاء تاریخی در داخل دریاچه از ساحل آن رخ داده باشد، این اشیاء می بایست در حاشیه محیط دایره کف دریاچه افتاده باشند. بنابراین به نظر می رسد که کشف، منوط به لایروبی بخش حاشیه ای کف دریاچه و برداشت مثلثی از خاک به ارتفاع حدود ده الی پانزده متر است. این لایروبی می بایست تا عمق 62متری ادامه یابد؛ به شکلی که کف حاشیه دریاچه همسطح مناطق مرکزی آن شود.
اولین گزارش مربوط به انداختن اشیاء قیمتی در دریاچه، به دوران کورش کبیر پادشاه هخامنشی باز می گردد. طبق این گزارش در سال 547 قبل از میلاد، کورش پس از اینکه بر کروسوس پادشاه لیدیه پیروز شد، شاه شکست خورده را به ایران آورد و در مکانی بهنام "بارن"، نزدیک همدان اقامت داد و خزانه اشیاء قیمتی او را به عنوان نذر در آب دریاچه مقدس انداخت.
کروسوس، پادشاه لیدی، در تاریخ جهان به ثروتمند بودن معروف است. او اولین پادشاهی است که به ضرب سکه پرداخت. ثروت او به اندازه ای بود که هنوز هم اروپاییان اشخاص بسیار پولدار را به کروسوس تشبیه می کنند. بنابراین این درصورتی که افسانه نذر کورش کبیر واقعیت داشته باشد، با توجه به اینکه در هیچ دوره ای از تاریخ امکان دسترسی به عمق این دریاچه وجود نداشته، می توان امیدوار بود که این گنج پیدا شود.
در دوره اشکانی نیز چندین گزارش از جنگ های بین امپراتوری روم و پادشاهی اشکانی گزارش شده است. بر طبق یکی از این گزارشات، داستان تاریخی "کلئوپاترا" و "آنتونی" که در تاریخ روم، مصر و جهان معروف است. سردار رومی "آنتونیو"، در سال 36 قبل از میلاد به محاصره قلعه "گنزک" پرداخت. در جریان این محاصرات نگهبانان آتشکده مقدس هر زمان که احساس می کردند امکان سقوط قلعه وجود دارد، اشیاء قیمتی موجود در آتشکده و معبد ناهید را به داخل دریاچه می انداختند. بنابراین می توان امیدوار بود که مقدار زیادی از نذورات دوره اشکانی در کف دریاچه موجود باشد.
در دوره ساسانی نیز دست کم، یک بار قلعه تخت سلیمان به وسیله نیروهای روم شرقی به اشغال درآمده است. بر طبق این گزارش در جریان جنگ های خسروپرویز با "هراکلیوس"، پادشاه روم، این قلعه به تصرف نیروهای رومی درمی آید (624میلادی). گمان می رود که موبدان آتشکده پیش از تصرف قلعه به وسیله نیروهای متخاصم، نذورات و گنج های موجود در آن را به داخل آب انداخته باشند. در این صورت مقادیر زیادی اشیاء قیمتی دوره ساسانی نیز در کف دریاچه قابل اکتشاف است.
در جریان جنگ های صدر اسلام و تصرف ایران به وسیله اعراب نیز، قلعه به محاصره نیروهای خلیفه دوم درمی آید. بعید نیست که در این زمان هم گنج ها هایی نیز به قعر دریاچه ریخته شده باشند. از نگاه موبدان زرتشتی این دریاچه متعلق به ناهید (آناهیتا) الهه آبها؛ بوده، بنابراین ریختن اشیاء نذری به داخل آن اصولا به منظور حفظ این اشیاء به وسیله صاحب آن تلقی می شده و جایز و مباح بوده است.
در دوره ساسانی بویژه در زمان خسرو انوشیروان (579-531 میلادی) و خسرو پرویز، توجه خاصی به عمران و آبادانی این محوطه معطوف گردیده، و به عنوان یکی از معابد بسیار با اهمیت تلقی شده است. آتشکده آذر گشنسب در متون قدیم دارای اسامی متعددی است از جمله به زبان پهلوی؛ گنزک (GANZAK) یا گنجه نامیده می شده، رومیان آنرا گزکا (GAZKA) و اعراب شیز (SHIZ) می گفته اند. در زمان ایلخانان نیز به آن "ستوریق" گفته شده است.
"تخت سلیمان" از اسامی متاخر مجموعه می باشد که عامه مردم به علت عدم اطلاع از عملکرد اصلی و زمان ساخت آن، با توجه به احادیث و روایت مذهبی در مورد اقتدار حضرت سلیمان، این امکان را بدان منسوب داشته و به همین جهت محل یاد شده حالت مقدس پیدا کرده و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از این محل می دانستند.
بعد از زوال حکومت ساسانی و پذیرش دین اسلام توسط ایرانیان، این مجموعه عظیم که در جنگ های ایران و روم در زمان خسرو پرویز به شدت آسیب دیده بود، دیگر رمق تجدید حیات نیافت، اما تا قرن 4 ه. ق. تعداد اندکی از معتقدان آئین زرتشت در این محل اسکان داشته و آتشکده نیز در مقیاس کوچکتری مورد استفاده بوده، در زمان حکومت آباقاخان مغول با انجام تعمیرات وسیع و چشمگیر و احداث بناهای جدید، از این مکان مدتی به عنوان پایتخت تابستانی و تفرجگاه استفاده می شود. بعدها محل مذکور توسط عامه مردم به صورت شهرکی کم اهمیت با مشاغل متنوع تا قرن 11 ه. ق. ادامه حیات می دهد.
اگرچه گزارش هایی دال بر استفاده از این قلعه در دوره خلفای عباسی در دست است، لیکن تخت سلیمان در این زمان از اهمیت زیادی برخوردار نبوده. بعدها در دوره پادشاهی ایلخانان مغول در زمان "باقاخان"، دومین پادشاه این سلسله و برادرزاده هلاکوخان (680تا 663 ه. ق.)، قصر و عمارتی در کنار این دریاچه بنا گردید. خوشبختانه امرای مغول آثار ساسانی را تخریب نکردند و ساختمان های خود را در کنار و یا بر روی این آثار بنا نمودند. از همین رو در حال حاضر بخشی از آثار دوره ساسانی در زیر آثار دوره ایلخانی مدفون است. وجود یا عدم وجود چنین آثاری را می توان با حفر گمانه های آزمایشی معلوم کرد. باید توجه داشت که عمق این گمانه ها دسته کم می بایست 12 متر از سطح دریاچه باشد.
با توجه به مجموعه موارد فوق بی تردید کاوش در دریاچه تخت سلیمان بسیار بااهمیت است و می بایست به عنوان یک اقدام ملی در دستور کار سازمان های مربوط و به خصوص میراث فرهنگی قرار گیرد. در بیان ارزش سرمایه گذاری در حفریات تخت سلیمان همین بس که اولین سرمایه گذاری انجام شده در این مورد به وسیله بانک ((بورگهارت و بروکلشن – Burghard Brokelschen)) دورتموند آلمان انجام شده و کاملا جنبه اقتصادی داشته است. در حال حاضر مهم ترین مشکلی که در جهت انجام این مهم وجود دارد عمق زیاد دریاچه است که غواصی در آن را غیرممکن می کند. در تلاش هایی که به وسیله هیات های کاوش اروپایی انجام شد هیچ غواصی نتوانست در عمق بیش از 32متر غور کند و غواصی در عمق 62متری دریاچه عملا غیرممکن می نماید. چرا که فشار آب داخل آن بسیار زیاد و همچنین آب دارای املاح غلیظ و سنگین است.
به نظر می رسد که بهترین روش برای کاوش در قعر دریاچه تخلیه موقت آب آن باشد. این کار از دو طریق ممکن است: اول اینکه به وسیله پمپ های شناور قوی با دبی بیشتر از فوران چشمه به تخلیه آن بپردازند. طبق برآورد انجام شده در هر ثانیه حدود 100 لیتر آب از چشمه کف دریاچه فوران می کند (راهنمای تختسلیمان، ص.12). دیگر اینکه به وسیله حفر تونلی افقی از حاشیه تپه تخت سلیمان آب دریاچه را تخلیه و پس از انجام عملیات کاوش تونل را ببندند تا دوباره آب به سرمنزل خود بازگردد. به نظر میرسد راه حل دوم ساده و عملی باشد. طول این تونل با توجه به نقشه توپوگرافی منطقه می بایست حدود 200 متر در نظر گرفته شود. راه حل سوم تلفیق دو راه حل فوق است، یعنی استفاده از تونل افقی و پمپ های شناور در یک زمان، به این ترتیب می توان با هزینه و زمان کمتری به نتیجه رسید. در ضمن پیشنهاد می شود که با استفاده از زیردریایی های اکتشافی کوچک (یکنفره) پیش از شروع عملیات کاوش، کف دریاچه به دقت مورد بازبینی و نقشه برداری قرار گیرد. استفاده از دوربین های زیرآبی دارای پروژکتور و کنترل از راه دور نیز برای انجام این مقصود مفید خواهد بود. هزینه این عملیات نیز چندان زیاد به نظر نمی رسد، کافی است که امتیاز تهیه گزارش به موسسات تحقیقات بین المللی جغرافیا (مانند نشریه نشنال جغرافی) داده شود تا ایشان نسبت به اعزام هیات اکتشافی و دوربین و زیردریایی اقدام کنند. پیش از این نیز هیات کاوش آلمانی از دوربین تلویزیونی و همچنین چنگک برای درآوردن اشیاء باستانی از زیر آب دریاچه استفاده کرده اند، اما در گزارش هیات درباره موفقیت یا عدم موفقیت این کار حرفی زده نشده است. چه بسا که نخواسته اند ایرانیان از نتیجه کاوش کف دریاچه باخبر شوند. در جریان این کاوش، سطح کف دریاچه دارای ناهمواری زیادی گزارش شده است. از آنجایی که کف دریاچه زندان سلیمان کاملا مسطح است به نظر می رسد که ناهمواری گزارش شده مربوط به آثار تاریخی بیشماری باشد که در کف دریاچه افتاده است. هیات آلمانی تلاش کرد که به وسیله چنگک به درآوردن آثار از کف دریاچه اقدام نماید اما دو عدد از چنگک ها شکست و ظاهرا موفقیتی کسب نشد!
خلاصه اینکه مجموعه تاریخی تخت سلیمان از نظر وجود آثار باستانی با دارابودن آثار چندین دوره تمدنی کاملا غنی است و از نظر اسطوره شناسی نیز سرشار از مطالب جذابی است که نظر هر صاحبذوقی را به خود جلب می کند. تاریخ این مجموعه نیز با تاریخ ایرانیان، ایتالیایی ها، یهود، مسیحیان و مغول ارتباط تنگاتنگی دارد. از دید اقتصادی نیز چه به لحاظ جلب گردشگر از سراسر جهان و چه به لحاظ وجود گنج هایی که در کف دریاچه مدفون است، کاوش در تخت سلیمان کاملا مقرون به صرفه به نظر می رسد. اگرچه در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی در حال کاوش در منطقه است اما حجم این عملیات به قدری کم است که به قولی 300 سال طول خواهد کشید …!
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388
کشف کانی جدید در شهرستان تکاب
| دانشمند ایرانی دانشگاه «کارلسروهه» آلمان موفق به کشف یک کانی جدید شد
کانی جدید دلیرانیت به همت دانشمند ایرانی در منطقه زرشوران واقع در شمال شرق تکاب کشف شد. به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محمدعلی مکی زاده مسئول موزه زمین شناسی دانشکده زمین شناسی دانشگاه اصفهان از کشف یک کانی جدید در شمال شرق تکاب خبر داد و گفت: این کانی به افتخار کاشف آن - پروفسور فرحناز دلیران، استاد دانشگاه کارلسروهه آلمان- به نام دلیرانیت نامگذاری شده است. وی اضافه کرد: این کانی به شکل یک گونه کمیاب در کانسار طلا-آرسنیک زرشوران در شمال شرق تکاب یافت شده که دارای ماتریکس شدید سیلیسی و رگچه هایی از اسفالریت و خاک های کمیابی مثل گالن و سولفوسات های مختلف است. مسئول موزه زمین شناسی دانشکده زمین شناسی دانشگاه اصفهان با بیان این که دلیرانیت به شکل لانه هایی درهم از فیبرهای سوزنی و نرم با درازای 200 میکرون و پهنای چند میکرون دیده می شود، درباره خصوصیات کانی دلیرانیت یادآور شد: دلیرانیت با رنگ های نارنجی-قرمز و با جلای درخشان شبه الماسی به صورت شفاف دیده شده که تشعشع فلورسانس ندارد.
|
چهارشنبه هفتم مرداد 1388
شهرستان تکاب در دائره المعارف بزرگ اسلامی
| تکاب جلد: 16 نویسنده: شماره مقاله:6045 |
تَکاب، شهرستان و شهری در استان آذربایجان غربی:
شهرستان تکاب: این شهرستان با مساحتی بالغ بر 523‘2 کمـ2 از شمال به شهرستان چاراویماق در استان آذربایجان شرقی، از شرق به شهرستان ماه نشان در استان زنجان، از غرب به شهرستان شاهیندژ (صائین قلعه) در استان آذربایجان غربی و از جنوب به شهرستانهای بیجار، دیواندره و سقز در استان کردستان محدود است (آریانپور، 11؛ نیز نقشه...). شهرستان تکاب بنابر قانون تقسیمات کشوری در 1385ش شامل دو بخش به نامهای مرکزی و تخت سلیمان، 6 دهستان و یک شهر به نام تکاب است (نک : نشریه...، آذربایجان غربی).
این ناحیه تا 1316ش تیکان تپه خوانده میشد و یکی از بخشهای شهرستان مهاباد بهشمار میرفت (مجموعۀ قوانین...، 86، 248). در همان سال بنابر پیشنهاد فرهنگستان و تصویب هیئت دولت نام تیکان تپه (به معنای خارتپه) به تکاب (به معنای جایی که قسمتی از آن خرم و سبز و قسمتی دیگر خشک است) تغییر یافت (محبوبی، 325، 471؛ مجموعۀ قوانین، همانجا).
شهرستان تکاب از نواحی مرتفع و کوهستانی آذربایجان غربی است و 5 قلۀ مرتفع دارد و آب و هوای آن نسبتاً سردسیری است (جعفری، 295؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها...، 24/83، 84). بلندترین قلۀ شهرستان تکاب توله داغی (532‘ 3 متر) نام دارد ( فرهنگ جغرافیایی کوهها...، 1/130). از کوههای تکاب رودخانههای پرآب سرچشمه میگیرد که مهمترین آنها ساروق نام دارد و از ریزابههای مهم زرینهرود بهشمار میرود(افشین، 1/503-504؛ فرهنگ جغرافیایی رودها...، 1/ 59). افزون بر آن، آب آشامیدنی و کشاورزی تکاب از چشمهها و کاریزهای متعدد تأمین میشود ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، 24/82).
به سبب وجود آب نسبتاً کافی، کشاورزی و دامداری در این شهرستان پررونق است و گندم، جو، توتون، تنباکو و انواع میوه در آنجا تولید میشود (همان، 24/83؛ محبوبی، 327). به علت شرایط مساعد آب و هوایی پرورش زنبور عسل نیز از دیگر فعالیتهای اقتصادی این شهرستان است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا؛ محبوبی، 327، 457). در کنار فعالیتهای کشاورزی و دامداری، صنایعدستی به خصوص بافت قالی، گلیم، جاجیم و سجاده رواج دارد (محمدی، 51، 55؛ محبوبی، 326). معادن زرنیخ، سنگ ساختمان، گچ، آهک و ماسه از دیگر منابع اقتصادی شهرستان تکاباند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا؛ فرهنگ جغرافیایی شهرستانها...، 378، 380).
در سرشماری 1385ش، شهرستان تکاب دارای 395‘81 تن جمعیت بوده است («درگاه...»، بش ). مردم تکاب به زبانهای ترکی و کردی سخن میگویند و زبان فارسی نیز در میان آنان رواج دارد. بیشتر جمعیت این شهرستان شیعهمذهباند، اما غالب کردیزبانان پیرو مذهب شافعی و شماری از آنها اهل حق هستند (محمدی، 81؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا).
شهر تکاب: این شهر که مرکز شهرستان تکاب است، در 218 کیلومتری اورمیه، بر سر راه میاندوآب به بیجار و سقز به زنجان، و در کنار رودخانۀ ساروق واقع است (جعفری، همانجا). در سرشماری آبان 1385ش، این شهر دارای 702‘ 43 تن جمعیت بوده است («درگاه»، بش ).
پیشینۀ تاریخی: ناحیهای که امروزه تکاب نامیده میشود، در ناحیهای واقع بوده که در سالنامههای آشوری از نیمۀ دوم سدۀ 9قم زاموآ خوانده میشده، و همواره دستخوش تهاجم
آشوریان بوده است (دیاکونف، 116، 118، نیز 119، نقشه). این ناحیه مسکن اقوام باستانی لولوبی و گوتی بوده است و بعدها دولت ماننا در آن تشکیل شد (همو، 185) و از سدۀ 7قم با تشکیل دولت ماد از مراکز مهم اقتصادی این دولت (مادها) بهشمار میرفت (همو، 16).
ازجمله آثار بر جای مانده از دورۀ مادها در این منطقه، بناهای سنگی غار کرفتو است که با دست در دل سنگ تراشیده شده است و نمونهای از معماری سنگی دورۀ مادها بهشمار میرود. این غار کاربرد دفاعی نیز داشته است و مردم برای گریز از تهاجم اورارتوها و آشوریها، در آن پناه میگرفتند (سلاحی، غارها...، 100، 101، «غار کرفتو»، بش ؛ محمدی، 188-189). در کاوشهای باستانشناسی آثاری از دورۀ هخامنشیان در زندان سلیمان و تخت سلیمان (ه م) به دست آمده است. این کاوشها همچنین نشان میدهد که منطقۀ تکاب در دورههای اشکانی و ساسانی نیز مرکز تمدنهای درخشانی بوده است که از مظاهر آن، علاوهبر بناهای سنگی غار کرفتو در غرب تکاب، میتوان به آثار ساسانی کوه بلقیس در مشرق تخت سلیمان فعلی هم اشاره کرد (محمدی، 82).
منطقۀ تکاب در 22ق، به روزگار خلافت عمر به دست تازیان به صلح گشوده شد (بلاذری، 455-456؛ طبری، 4/153-155؛ یعقوبی، 2/156). به سبب نبودِ مراکز مسکونی مهم در این منطقه، بهجز شیز، در منابع سدههای نخستین اسلامی نامی از این منطقه برده نشده، ولی تاریخ آن در خلال تاریخ دیگر نواحی آذربایجان آمده است. اما مسلم است که ویژگیهای طبیعی آن برای اقوام چادرنشینِ ترک که از دورۀ سلجوقیان پای به این منطقه نهادند، جذاب بوده است. خانهای بزرگ مغول نیز به آذربایجان توجه خاص داشتند؛ چنانکه هولاکو مراغه را تختگاه خود کرد و در عصر جانشینانش هم آذربایجان از مهمترین قلمروهای ایشان محسوب میشد.
بنابر آنچه حمدالله مستوفی (ص 64) آورده، اراضی شهرستان امروزی تکاب بخشی از ولایت انجرود در عراق عجم بهشمار میرفته است. اباقاخان با مرمت ویرانههای کاخهای بهجا مانده از دورۀ ساسانیان در تخت سلیمان امروزی که مغولان آنرا ستوریق میخواندند، این محل را اقامتگاه تابستانی ایلخانان مغـول قرار داد (همانجا؛ نیـز نک : پورداود، 195، حاشیۀ 1؛ هوف، 25).
در منابع ادوار پس از مغول از این منطقه با نام ساروقورغان یاد شده است (نک : محبوبی، 471؛ حافظ ابرو، 249؛ شرفالدین، 504؛ بدلیسی، 380؛ اسکندربیک، 2/1413). امروزه این نام (که به صورت ساری قورخان درآمده) بر دژ و روستایی در 18 کیلومتری غرب تکاب اطلاق میشود (سرشماری...، 14؛ قراخانی، 205، 206). در گزارش چند حادثۀ تاریخی، از ساروقورغان یاد شده است. در حدود سال 777ق شخصی به نام تورسن از خویشان امیر عادل، مالک قلعۀ ساروقورغان، در نبردی، اصفهان شاه جاندار، نمایندۀ شاه شجاع در آذربایجان را شکست داد و اسیر کرد و اموال او را گرفت (حافظ ابرو، همانجا؛ نک : ستوده، 1/185). در 795ق امیرتیمور گورکانی قلعۀ ساروقورغان و قلعۀ کرفتو را تسخیر و ویران کرد (شرفالدین، همانجا؛ حافظ ابرو، 287).
مقارن با برآمدن صفویان، کردان مکری از ضعف دولت مرکزی استفاده کردند و بر بخشهایی از کردستان چیره شدند. در زمان شاه اسماعیل اول صفوی قلعۀ ساروقورغان در تصرف صارم پسر سیفالدین مکری بود و در آنجا به استقلال حکومت میکرد. او که از قدرت گرفتن شاه اسماعیل در بیم بود، به اطاعت سلطان سلیم عثمانی درآمد. شاه اسماعیل برای سرکوب وی بارها به متصرفات او نیرو فرستاد. پس از مرگ صارم، متصرفات او میان 3 تن از عموزادگانش تقسیم شد که هر 3 تن سر از فرمان عثمانیان پیچیدند و به اطاعت شاه طهماسب صفوی درآمدند (نک : خواندمیر، 4/483-484؛ بدلیسی، 373-375). شیخ حیدر پسر امیر پاشا، آخرین حکمران مکری کردستان، قلعۀ ساروقورغان را که بر اثر جنگ ویران شده بود، مرمت کرد. چون به خضر پاشا، عامل دولت عثمانی در تبریز گزارش کردند که تعمیر قلعۀ ساروقورغان موجب خرابی مراغه شده است، وی نیز به تحریک مراغیها کوشید حکومت ساروقورغان و نواحی اطراف آن را به طایفۀ محمودی واگذار کند؛ اما حکام مکری اجازه ندادند و آن نواحی همچنان در دست مکریان باقی ماند (همو، 380-382).
در 1012ق شاه عباس اول صفوی عثمانیان را از آذربایجان و کردستان بیرون راند (اسکندربیک، 2/1030-1032). شاه عباس به منظور کاهش نفوذ حکام محلی، تیرههایی از ایل افشار را که تا آن زمان در نواحی ابیورد و نسا سکنا داشتند، به آذربایجان کوچانید و آنها را در جلگۀ سرسبز و خرم اورمیه اسکان داد و امور سرحدی این منطقه به نام افشار موسوم گشت. منطقۀ افشار به دو بخش تقسیم شده بود: منطقهای را که امروزه تکاب مرکز آن است، «یوخاری محال» یعنی محال علیا، و منطقۀ دیگر را که امروزه صائیندژ مرکز آن است، «آشاقی محال» یعنی محال سفلى نامیدند (کسروی، 51؛ محبوبی، همانجا؛ محمدی، 83).
آثار تاریخی: علاوه بر بقایای آتشکدۀ تخت سلیمان، زندان سلیمان و تخت بلقیس در شهرستان تکاب (همو، 115، 122، 124)، میتوان به بقعۀ ایوب انصاری که در 13 کیلومتری جنوب تکاب قرار دارد، نیز اشاره کرد (قراخانی، 194). قسمت اعظم این بقعه که از میان رفته (همو، 201)، مدفن یکی از فقهای
اواسط سدۀ 9ق است. هرچند اطلاعات چندانی از این فقیه بهدست نیامده است، اما از روی مدارک مربوط به موقوفات این بقعه که قدیمترین تاریخ آن به 900ق برمیگردد، از این شخص با نام سلطان العارفین سلطان ایوب انصاری (د 850 ق) یاد کردهاند (همو، 199-201). دو کتیبۀ سنگی در اطراف این بقعه وجود دارد: کتیبۀ اول را شخصی به نام ملاقلندر در تاریخ 1059ق نوشته، و میتوان حدس زد که در این سال بنای بقعه تعمیرات اساسی شده است؛ کتیبۀ دوم به تاریخ 1283ق، متعلق به قبر ملاعبدالله یکی از آخرین متولیان بقعه است (همانجا).
مآخذ: آریانپور، جمشید و دیگران، جغرافیای استان آذربایجان غربی، تهران، 1381ش؛ اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، به کوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، 1377ش؛ افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، 1373ش؛ بدلیسی، شرف خان، شرفنامه، به کوشش محمد عباسی، تهران، 1343ش؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، 1407ق/1987م؛ پورداود، ابراهیم، حاشیه بر یسنا، به کوشش بهرام فرهوشی، تهران، 1337ش، ج 2؛ جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، 1379ش؛ حافظ ابرو، عبدالله، ذیل جامعالتواریخ رشیدی، به کوشش خانبابا بیانی، تهران، 1350ش؛ حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، 1331ق/1913م؛ خواندمیر، غیاثالدین، حبیبالسیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، 1333ش؛ «درگاه ملی آمار1» (نک : مل )؛ دیاکونف، ا. م.، تاریخ ماد، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، 1345ش؛ ستوده، حسینقلی، تاریخ آل مظفر، تهران، 1346ش؛ سرشماری عمومی نفوس و مسکن (1375ش)، شناسنامۀ آبادیهای کشور، شهرستان تکاب، مرکز آمار ایران، تهران، 1376ش؛ همان، نتایج تفصیلی، شهرستان تکاب، مرکز آمار ایران، تهران، 1376ش؛ سلاحی، مصطفى، غارهای ایران، تهران، 1378ش؛ همو، «غار کرفتو2» (نک : مل )؛ شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، 1972م؛ طبری، تاریخ؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور (شاهیندژ)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1374ش؛ فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1381ش؛ فرهنگ جغرافیایی شهرستانهای کشور (شهرستان ارومیه)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1379ش؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، 1379ش؛ قراخانی، حسین، «بقعۀ ایوب انصاری»، بررسیهای تاریخی، تهران، 1352ش، س 8، شم 6؛ کسروی، احمد، کاروند، به کوشش یحیى ذکاء، تهران، 1352ش؛ مجموعۀ قوانین سال 1316، وزارت کشور، تهران، 1316ش؛ محبوبی، جمشید، نگاهی به تاریخ و جغرافیای میاندوآب و تکاب و شاهیندژ، تهران، 1370ش؛ محمدی، علی، تکاب افشار، تهران، 1369ش؛ نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، 1385ش؛ نقشۀ تقسیمات کشوری ایران، گیتاشناسی، تهران، 1381ش، شم 294؛ هوف، دیتریش، «تخت سلیمان»، شهرهای ایران، ترجمۀ فرامرز نجد سمیعی، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، 1368ش، ج 3؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، 1415ق/1995م؛ نیز:
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مختصری از تاریخ قوم افشار
|
|
افشار |
|
| |
|
|
|
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
اماکن زیارتی و طبیعی شهرستان تکاب در یک نگاه
بالاخانه قیز قبان بالا
در 5 كيلومتري شمال غربي روستاي قزقپان سنگ در سينه كوهسنگي يك مناره جالب توجه وجود دارد كه امتداد آن به دامنه صخره منتهي مي گردد.
زندان سلیمان
زندان سليمان بر روي كوهي قرار گرفته كه در قله آن دهانه بزرگي از يك آتشفشان غير فعال وجود دارد. ارتفاع اين زندان مخوف افسانهاي كه ديواره صخرهاي آن كاملاً عمودي است از يكصد متر بيشتر به نظر ميرسد و بویگاز تندي از درون اين چاه عظيم به مشام ميرسد.
قلعه حسنعلی خان افشار
در ضلع شمال غربي مركز شهرستان تكاب، قلعهاي شامل سه بخش اندروني، بيروني و محل نگهداري احشام در يك مكان خيلي وسيع احداث گرديده بود. اين عمارت در زمان سلطنت ناصرالدينشاه قاجار توسط سردار حسينعليخان افشار در سال 1281 هجري قمري احداث گرديده.
قلعه اربابی یلقون اغاج -چهار باغ
قلعه يلقون آغاج در اوايل حكومت قاجاريه ، با نماي هشت ظلعي منظم در دو طبقه احداث گرديد و داخل عمارت را با كاشيهاي رنگين و نقاشيهاي با ارزش مزين نمودند.
عکس
قلعه رشیدالدوله (حسین خان افشار )دورباش
اين قلعه توسط رشيدالدوله در دوره سلطنت شاهان قاجار در ميان باغهاي انگور و درختان ميوه، احداث گرديده است.
قلعه ساری قورخان
اين بنا از دوران پيشاز تاريخ، مركز تمدنهاي هزاره اول بوده و از عصر مادها تا دوره ساساني اقوام متعددي در آنجا سكونت داشتهاند. دژ به صورت پشته عظيم سنگي در حاشيه شرقي رودخانه سارق در 600 متري از دره سر بر آورده كه از همه طرف محفوظ و مجزاست و دستيابي به آن مشكل و به اين لحاظ جايگاه امني براي ساكنان آن در ادوار مختلف بوده است.
قلعه محمد حسین خان میر بنچ دورباش
اين قلعه توسط محمد حسين خان مير پنج در دوره سلطنت شاهان قاجار در روستاي معتدل دورباش احداث گريده است و درحاشيه طولي يكي از ديوارهاي قلعه و قسمت بيروني آن آينه بزرگي نصب نموده بودند كه مشرف به گردنه زرينه اوباتو و دوراهي ديواندره بودكه حركت و عكسالعمل نيروهاي مهاجم و يورشگران را منعكس ميكرد.
قلعه بلیقیس
روي قلعه جنوبي كوه بلقيس استحكاماتي با نام متداول تخت بلقيس وجود دارد كه ويرانههاي آن در سال 1959 كشف گرديد. تاريخگذاري بنا را به دوره ساسانيان محتمل ميكند.
تبه مجید
در فاصله 3 كيلومتري شمال شرقي بين تخت و دهكده تارهكند در حوالي قبرستان جديد تپهاي معروف به تپه مجيد وجود دارد كه بر روي آن سفالهايي از دوره ساساني بدست آمده است.
جاذبه های طبیعی
ابهای گرم احمد آباد
در فاصله 2 كيلومتري شمال غربي روستاي احمد عليا حفرههاي آبگرمي وجود دارد كه بنا به روايت گذشتگان خاصيت دارويي داشته و مورد استفاده عموم قرار ميگيرد.
غار کهریز
اين غار در كهريز تكاب واقع شده و قطر دهانه آن در حدود 2 متر و طول و عرض آن نيز 3 متر است.
چمن متحرک بدرلو (چمن گلی )
چمن گلي در كيلومتر 17 شمال شرقي شهرستان تكاب و در 3 كيلومتري شرق روستاي بدرلو از دهستان افشار بخش مركزي واقع شده است.
زندان برنجه
زندان برنجه در 28 كيلومتري شمال شهرستان تكاب در روستاي برنجه ( برنجك) از دهستان چمن ، بخش تخت سليمان و در دامنه كوهي معروف به طويله سليمان واقع شده است.
دریاچه خسرو
در وسط آثار باستاني تخت سليمان درياچهاي كه عمق آن حدوداً 110 متر و ابعاد آن 80×120 متر است وجود دارد. آب درياچه بصورت چشمه جوشان از اعماق زمين بيرون ميجوشد كه منظره بسيار جالبي دارد.
اماکن زیارتی و مذهبی
مسجد جامع تکاب
اين مسجد در سال 1332 هجري قمري به دستور سردار حسينعليخان افشار در زمان سلطنت ناصرالدينشاه بنا گرديده است.
مسجدجامع روستاي اغولبيك
مسجدجامع روستاي اغولبيك به دستور يكي از اربابان محلي در سال 1332 هجري قمري احداث و هم اكنون بعد از گذشت چندين سال از قدمت آن بطور سالم و فاقد آثار ويراني مورد بهره برداري قرار ميگيرد.
کلیسای چهار طاق
در شمال غربي و كيلومتر 36 شهرستان تكاب در روستاي چهار طاق پايههاي چهار ستون مخروبه وجود دارد كه در نزد اهالي به كليسا مشهور است. از نظر كارشناسان اين بنا مربوط به دوره ساسانيان بوده و به يك آتشكده شباهت بيشتري دارد. پايه هاي اصلي طاق خراب شده و اطراف آن كه در محل به كليسا معروف ميباشد توسط افراد سود جو براي گنج يابي به كلي ويران شده است.
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388
معرفی یکی از آثار طبیعی و تاریخی در اطراف شهرستان تکاب
یکـی از آثـار معـماری صخـره ای مـربـوط به قـرن سـوم مـیـلادی در اسـتان کـردسـتان مـی باشـد که در 72 کـیـلـومـتـری جـنـوب شـرقـی شـهـرسـتان سـقـز و تـقـریـبا با هـمـیـن فاصـله با دیـوانـدره قـرار گـرفـتـه است نـزدیک تـریـن روسـتا در شـمال غـربـی غار به فاصـله 3 کـیـلـومـتـری به نـام مـیـرسـیـد یا مـیـرسـعـیـد است ، اصـلـی تـریـن راه دسـتـرسـی به آن از طـریـق جاده تکاب است عـبـور از یک بخـش به نام گـورباباعـلـی و سـپـس روسـتای یـوز باش کـنـدی ، و در ادامـه حـدود 3 کـیـلـومـتـر بعـد از آن غار کـرفـتـو قـرار دارد .
غار کـرفـتـو در سـیـنه یک رشـتـه کـوه آهـکـی در شـمال دره ای عـمـیـق قـرار گـرفـته است آثار مـتعـددی از پـناگاهـها و دخـمـه ها و حـفـره ها یـی دیـده مـی شـونـد که در کـنار غار اصـلـی قـرار دارد مـوقـعـیـت غار به گـونه ای است که به طـور کـلـی بادگـیـر نـیـسـت و در زمـسـتان دامـنـه جـنـوبـی را نـمـی پـوشـانـد در حـالـی که 500 مـتـر دورتـر و در جـنـوب شـرقـی غار بادگـیـر بـوده و بـرف آن را مـی پـوشـانـد ، در سـویـی دیگـر دره کـوه دیگـری وجـود دارد که به عـلـت الـقـا شـکـل بـودن طـبـیعـی آن مـردمان اطـراف به آن سـه دخـتـران می گـویـنـد .
در زمـسـتانها و هـنگام سـرما درون غار گـرم و در تابـسـتان به لحاظ کـوران باد غار خـنک می باشـد ، دو چـشـمه آب در زیـر تـقابهای پـایـیـن غار وجـود دارد که سـالـیان دراز مـردم از آن بهـره مـنـد گـردیـده انـد . غار کـرفـتـو در دوران ـ مـزوزوئـیـک ـ زیـر آب بـوده و در اوآخـر هـمـیـن دوره ارتـفاعات کـرفـتـو از آب بـیـرون آمـده است ایـن غار آهـکـی است و در دوره های مخـتـلـف انـسـان در آن سکـونـت کـرده و به هـمـیـن دلـیـل تـغـیـیـر حالـت داده است در داخـل غار هـنوز هـم آب وجـود دارد و بـرای دیـدن بعـضـی از جاهای مخـتـلـف آن بایـد از قایـقـهای کـوچک اسـتـفاده کـرد وجـود تصاویـر واشکال نـقـاشـی شـده داخـل غار از جـمله دیـدنـی های مـوجـود در ایـن اثـر باسـتانـی می باشـد که هـر بـیـنـنـده ای را به خـود جـلـب می کـنـد .
معـماری ایـن غار صخـره ای ، چهار طـبـقـه در دل کـوه است حجـاران ماهـر فـضاهای مـداخـل غار را تـراشـیـده و اتـاقـها ـ راهـروها و دالانهای مـتعـددی به وجـود آورده انـد که از مـیان غارهای ـ دسـت کـن ـ باقـی مانـده از دوران گـذشـته ایـن غار معـماری کامـلـتـری دارد بـر سـر در یکـی از اتـاقـهای طـبـقـه سـوم کـتـیـبـه ای یـونانـی وجـود دارد و به هـمـیـن عـلـت غار را معـبد هـراکـلـس ( هـرکـول ) می نامـنـد ، در ایـن کـتـیـبـه آمـده :
در ایـن جا هـراکـلـس سکـونـت دارد باشـد که پـلـیـدی در آن راه نـیابـد
در نـتـیـجه آزمایـشـات خاک شـناسـی که از غار کـرفـتـو به دسـت آمـده نـشـان می دهـد به عـلت یک رشـته فعالـیـتهای جـزئـی و فعـل و انفعالاتـی که در سـطح غـار به عـمـل آمـده و رسـوباتـی که بر جای مانـده ایـن غـار از هـزاره چهارم پـیـش از مـیلاد عاری از فعالـیـتـهای انـسـانـی گـردیـده است و سـاکـنـیـن آن که گـله دارانـی کـوچ رو بـوده انـد آن مـنطـقه را تـرک کـرده انـد . غار کـرفـتـو به جهـت گـمانه هایـی که در آن حـفـر گـردیـده و بعـضا تا عـمـق 5/5 مـتـر پـایـیـن رفـته است با تـوجـه به لایـه های مـوجـود که تحـتانـی تـریـن آن دارای تـراشـه های سـنگـی و تـیغـه ای بـوده است یک فاصله هـزار سـاله را نـشـان مـی دهـد و دوباره به آثار زیـسـت انـسـانـی مـیـرسـد که دارای چهاردوره سکـونـتـی است : پـیـش از تاریخ ، اشکانـی ، سـاسـانـی ، اسـلامی که البته دوره سـلـوکی آن چـنـدان مـورد یـقـیـن نیست. چه بـسـا که کـتـیـبه مـورد بحـث مـمکـن است در قـرون گـذشـته ایجاد شـده باشـد که البته بایـد با مطالعات بـیـشـتـر و آزمایـشـاتـی که از خـود کـتـیـبه به عـمـل می آیـد سـقـم آن عـیان گـردد.
گـمانه زنی ها مشخـص گـردیـد عـلاوه بر آنکه در سـطح غار لایـه ها به صـورت انـباشـت تاریخـی به شکـل دوره به دوره قـرار گـرفـته انـد خاکهای رانـده شـده به داخـل حـفـره های کـناری غار هـم به هـمان شکـل قـرار داشـته انـد به طـوریکـه در هـر دوره سـاکـنـیـن بعـدی خاک های دوره پـیـشـیـن را که در سـطح غار وجـود داشـته در حـفـره ها و سـوراخهای مـوجـود انـباشـته انـد . نـتـیجه لایـه نگاری در یـکـی از گـمانه ها ی چهارم که تـا عـمـق 5 مـتـری حـفـر گـردیـده است نـشـان داد که تـوالـی دوره های تاریخـی به هـمان صـورتـی است که مـواد فـرهـنگی آن در خاک های انباشـت شـده در دهـانه و حـفـره ها و نـیـز راههای فـرعـی مـسـدود شـده قـرار داشـته است . هـر چـنـد دوره پـیـش از تاریـخ آن کـمـتـر نـشـانـی از مـواد فـرهـنگـی مـوجـود را دارد با ایـن حال در بعـضی مـوارد با الک کـردن خاکـها ، تـراشـه هایـی به دسـت می آیـد که با تـراشـه هایـی که در طـبـقه چهارم وجـود دارد مطابـقـت می کـند .
کـشـف تـراشـه های سـنگـی در طـبـقـه چهارم و محـوطه بـیـرون غار نـشـانـه اسـتـفاده انـسـان در دوران پـیـش از تاریـخ است هـمچـنـیـن نـمـونه اشـیـای به دسـت آمـده باز نـشـانگـر ایـن واقعـیـت است اگـر چـه به عـقـیـده بعـضی دیگـر از کارشـناسـان امـور باسـتانـی مـی تـوان عـمـر غار را حـتـی خـیـلـی پـیـش تـر از آن حـسـاب کـر
پیشینه تاریخی محوطه
تا پیش از كاوش های علمی دو فصل گذشته ( زمستان 79 و تابستان و پائیز 80 ) بر پایه معماری موجود و نیز كتیبه ای كه به خط یونانی بر تارك درگاه یكی از اطاق های طبقه دوم غار نقش بسته ( اینجا جایگاه هر كول است. باشد كه پلیدی در آن راه نیابد) قدمت و سابقه سكونت و یا مورد استفاده قرار گرفتن آن را از دوره سلوكی به بعد یعنی اشكانی، ساسانی و اسلامی می دانستند. پس از كاوش هایی كه در دو فصل انجام گرفت و با نتیجه ای كه از مطالعات محوطه های اطراف غار به دست آمد مشخص گردید كه در پیش از تاریخ، به احتمال از اواخر هزاره پنجم پ.م. و هزاره چهارم پ.م. این غار همزمان با پناگاههای و غارهای دیگر از جمله غار كانی میكائیل مورد استفاده قرار گرفته است. نتیجه آزمایشات خاك شناسی كه از دو غار كرفتو وكانی میكائیل ( در 1 كیلومتری شمال كرفتو ) به دست آمده، نشان می دهد به علت یك رشته فعالیت های جزئی و فعل و انفعالاتی كه در سطح غارها به عمل آمده است و روسوباتی كه بر جای مانده این غارها از هزاره چهارم پ.م. عاری از فعالیت های انسانی گردیده است. و ساكنین آنها كه گله دارانی كوچ رو بوده اند، آن منطقه را ترك كرده اند. غار كرفتو به جهت گمانه هایی كه در آن حفر گردیده و بغضا" تا عمق 5/5 متر پائین رفته است با توجه به لایه های موجود كه تحتانی ترین آن دارای تراشه های سنگی و تیغه بوده كه پس از آن یك فاصله هزار ساله را نشان می دهد، دوباره با اثار زیست انسانی میرسد، دارای چهار دوره سكونتی است: پیش از تاریخ، اشكانی، ساسانی، اسلامی كه البته دوره سلوكی آن برای نگارنده چندان مورد یقین نیست. چه بسا كه كتیبه مورد بحث ممكن است در قرون گذشته ایجاد شده باشد. كه البته باید با مطالعات بیشتر و آزمایشاتی كه از خود كتیبه به عمل می آید، صحت و سقم آن عیان گردد.
پژوهش میدانی محوطه
پیشینه پژوهش میدانی محوطه:
غار كرفتو در سال 1818 توسط سر رابرت كرپورتر بازدید و كتیبه آن خوانده شده و در سال 1838 هنری اولینسون از غار بازدید كرد و آنچه را كه بوسیله كرپورتر از كتیبه خوانده شده بود، اصلاح نمود. در سال 1963 سراورل اشتین همراه با دستیار هنری اش ایوب خان نقشه اطاق های حجاری شده، راهروها و دهلیزهای طبیعی را تهیه كردند.كه البته اكنون با توجه به اینكه خاكبرداری و پاكسازی راهروها و دهلیز ها به طور كامل انجام گرفته، نقشه اشتین كامل نیست. البته هیات در نظر داشت نقشه برداری غار را بصورت سه بعدی انجام دهد. كه این امر با توجه به هزینه سنگینی كه در برداشت، در هنگام كاوش امكان پذیر نشد. ولی پلان طبقات مختلف غار و نیز راه های جدیدی كه پیدا شد و به بیرون از غار منتهی گشت تهیه گردیده است.
در سال 1376 آقای دكتر میر اسكندری در راس هیاتی به گمانه زنی های محدود در درون غار و بیرون غار اقدام نمود، اولین كاوش توسط نگارنده نیز در زمستان سال 1379 به مدت 45 روز در تالار بزرگ و طولانی طبقه دوم انجام گرفت كه به جهت خاكبرداری های غیر اصولی كه قبلا" بیشتر در آن انجام شده بود، نتیجه لازم و قابل اعتمادی دستگیر هیات نشد. بنابر این توجه به طبقه چهارم معطوف گردید. و در همین سال تعدادی گمانه در طبقه چهارم زده شد كه به لحاظ نتایج قابل توجه ای كه در بر داشت. برنامه كاوش آن برای سال 80 ارئه گردید. در سال 1380 ( تابستان و پائیز ) علاوه بر كاوش هایی كه در طیقه چهارم انجام شده و مطالعات قبلی را تكمیل نمود، در دامنه های جنوبی غار و آن سوی دره ( دامنه كوه سه دختران ) در ارتباط با دوره های مختلف غار كاوش هایی انجام گرفت كه فقط به دوره اسلامی آن قرون 7 و 8 كه همزمان با غار كرفتو بود، دست پیدا نمودیم كه عبارت بود از یك گورستان و نیز در محوطه های اطراف از جمله ده كهنه ( غرب غار كرفتو به فاصله یك كیلومتر ) تلك آوی 2 كیلومتری جنوب غربی غار، غار كانی میكائیل یك كیلومتری شمال غار كرفتو كاوش هایی انجام گرفت كه همگی با دوره های مختلیف غار، پیش از تاریخ پارت و ساسانی، اسلامی، همخوانی داشته است. كاوش در این محوطه ها نشان داد كه در دوره های مختلف به جز پیش از تاریخ ( اواخر هزاره پنجم و اوایل هزاره چهارم ) غار كرفتو به عنوان یك مركزیت قرار داشته است و اینكه ایا می توانسته به خصوص در دوران پارت و ساسانی به جایگاه ویژه ای چون نیایشگاه و محل اجرای مراسم مذهبی باشد جای مطالعه و تحقیق بیشتری را طلب می كند، با این وجود نگارنده معتقد است این معماری ایجاد شده در دل كوه و تراش صخره ها كه بی نظیر ترین معماری صخره ای در ایران است پیامی غیر از یك فضای مسكونی را دارا است مطالعه بر روی معماری موجود اشیا و سفالینه های بدست آمده ما را در نتیجه گیری نهایی یاری خواهد نمود.
منبع --سازمان میراث فرهنگی
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
یادمان آتشکده آذر گشسپ
در این مراسم دکتر نعمتالله علیمحمدی حضور دارد. آتشکده آذر گشسب در 42 کیلومتری شهرستان تکاب در استان آذربایجان غربی قرار دارد و در باورهای ایران ساخت آن در شهر شیز (تکاب امروزی) به کیخسرو پادشان کیانی نسبت داده شده است. علاقمندان میتوانند به نشانی میدان ولیعصر، ابتدای بلوار کشاورز، جنب اهدای خون، پلاک 28 مراجعه کنند.
خبرگزاری مهر
یکشنبه یازدهم اسفند 1387
اوقات شرعی شهر تکاب
یکشنبه، یازدهم اسفند ماه 1387
شهر:تکاب طول جغرافیایی:47°7´0˝E عرض جغرافیایی:36°24´0˝N
| درجه | دقیقه | ثانیه | نیم کره | |
| طول جغرافیایی | ||||
| عرض جغرافیایی | ||||
| وقت محلی | ||||
| روز | تاریخ | اذان صبح | طلوع آفتاب | اذان ظهر | غروب آفتاب | اذان مفرب | نیمه شب | تاریخ میلادی |
| پنج شنبه | 1/12/1387 | 05:38 | 07:04 | 12:35 | 18:06 | 18:26 | 23:52 | 19/2/2009 |
| جمعه | 2/12/1387 | 05:37 | 07:03 | 12:35 | 18:07 | 18:27 | 23:52 | 20/2/2009 |
| شنبه | 3/12/1387 | 05:36 | 07:02 | 12:35 | 18:08 | 18:28 | 23:52 | 21/2/2009 |
| یکشنبه | 4/12/1387 | 05:34 | 07:00 | 12:34 | 18:09 | 18:29 | 23:52 | 22/2/2009 |
| دوشنبه | 5/12/1387 | 05:33 | 06:59 | 12:34 | 18:10 | 18:30 | 23:51 | 23/2/2009 |
| سه شنبه | 6/12/1387 | 05:32 | 06:58 | 12:34 | 18:11 | 18:31 | 23:51 | 24/2/2009 |
| چهار شنبه | 7/12/1387 | 05:31 | 06:56 | 12:34 | 18:12 | 18:32 | 23:51 | 25/2/2009 |
| پنج شنبه | 8/12/1387 | 05:30 | 06:55 | 12:34 | 18:13 | 18:33 | 23:51 | 26/2/2009 |
| جمعه | 9/12/1387 | 05:28 | 06:54 | 12:34 | 18:14 | 18:34 | 23:51 | 27/2/2009 |
| شنبه | 10/12/1387 | 05:27 | 06:53 | 12:34 | 18:15 | 18:35 | 23:51 | 28/2/2009 |
| یکشنبه | 11/12/1387 | 05:26 | 06:51 | 12:33 | 18:15 | 18:36 | 23:51 | 1/3/2009 |
| دوشنبه | 12/12/1387 | 05:24 | 06:50 | 12:33 | 18:16 | 18:36 | 23:50 | 2/3/2009 |
| سه شنبه | 13/12/1387 | 05:23 | 06:49 | 12:33 | 18:17 | 18:37 | 23:50 | 3/3/2009 |
| چهار شنبه | 14/12/1387 | 05:22 | 06:47 | 12:33 | 18:18 | 18:38 | 23:50 | 4/3/2009 |
| پنج شنبه | 15/12/1387 | 05:20 | 06:46 | 12:32 | 18:19 | 18:39 | 23:50 | 5/3/2009 |
| جمعه | 16/12/1387 | 05:19 | 06:44 | 12:32 | 18:20 | 18:40 | 23:50 | 6/3/2009 |
| شنبه | 17/12/1387 | 05:18 | 06:43 | 12:32 | 18:21 | 18:41 | 23:49 | 7/3/2009 |
| یکشنبه | 18/12/1387 | 05:16 | 06:42 | 12:32 | 18:22 | 18:42 | 23:49 | 8/3/2009 |
| دوشنبه | 19/12/1387 | 05:15 | 06:40 | 12:32 | 18:23 | 18:43 | 23:49 | 9/3/2009 |
| سه شنبه | 20/12/1387 | 05:13 | 06:39 | 12:31 | 18:24 | 18:44 | 23:48 | 10/3/2009 |
| چهار شنبه | 21/12/1387 | 05:12 | 06:37 | 12:31 | 18:25 | 18:45 | 23:48 | 11/3/2009 |
| پنج شنبه | 22/12/1387 | 05:10 | 06:36 | 12:31 | 18:26 | 18:45 | 23:48 | 12/3/2009 |
| جمعه | 23/12/1387 | 05:09 | 06:34 | 12:30 | 18:26 | 18:46 | 23:48 | 13/3/2009 |
| شنبه | 24/12/1387 | 05:07 | 06:33 | 12:30 | 18:27 | 18:47 | 23:47 | 14/3/2009 |
| یکشنبه | 25/12/1387 | 05:06 | 06:32 | 12:30 | 18:28 | 18:48 | 23:47 | 15/3/2009 |
| دوشنبه | 26/12/1387 | 05:04 | 06:30 | 12:30 | 18:29 | 18:49 | 23:47 | 16/3/2009 |
| سه شنبه | 27/12/1387 | 05:03 | 06:29 | 12:29 | 18:30 | 18:50 | 23:46 | 17/3/2009 |
| چهار شنبه | 28/12/1387 | 05:01 | 06:27 | 12:29 | 18:31 | 18:51 | 23:46 | 18/3/2009 |
| پنج شنبه | 29/12/1387 | 05:00 | 06:26 | 12:29 | 18:32 | 18:52 | 23:46 | 19/3/2009 |




