تبليغاتX
تکاب تخت سلیمان

دوشنبه بیستم آبان 1387

چهره‌ي ماندگار از شهر تکاب

هفتمين همايش چهره‌هاي ماندگار در مركز همايش‌هاي بين‌المللي سازمان صدا و سيما براي تجليل از 18چهره برگزيده در رشته‌هاي مختلف برگزار  شد. که در بین انتخاب شد گان اقای دکتر حسن انوری از شهرستان تکاب در رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران بعنوان چهره ماندگار معرفی گردیدنند

با آرزوی موفقیت برای آقای دکتر انوری در تمام زمینه های علمی این انتخاب شایسته را به تمام همشهری های گرامی تبریک می گوییم 

   همایش تجلیل از  چهرهای ماندگار ،مفاخر و نام آوران تکاب

 پنج شنبه 30آبان ماه  همایش تجلیل از  چهرهای ماندگار ،مفاخر و نام آوران تکاب در مجتمع فرهنگی شهرستان برگزار  گردید

      

در این همایش که با مشارکت شورای اسلامی شهر ،انجمن نو اندیشان ، فرمانداری واداره فرهنگ وار شاداسلامی برگزار گردید،

ادامه  

 

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

نوشته شده توسط نادر براتی در 11:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم آبان 1387

معماری تخت سلیمان در طول ادوار گذشته

دوره بندی تاریخی
هخامنشي

در حفريات انجام شده تخت سليمان بقايايي از آثار دوره هخامنشي بدست آمده است اين آثار شامل خانه هاي مسكوني است كه با خشت روي يك پي به ضخامت 60 سانتي متر از سنگ لاشه، با تكنيك جناقي ساخته شده است اين محوطه هاي مسكوني داراي اتاقهاي كوچكي بازواياي مايل و طرحي ساده هستند كه هيچ كدام به طور كامل مشخص نشدند. در مواردي كف اتاقها و حياط ها تخته سنگ، سنگفرش شده بود. اشياء بدست آمده درحفريات، بر عكس اجاقها و كوره ها كه شايد در اثر نفوذ آب متلاشي و از بين رفته مواد و خمره هايي كه دفن شده بودند محفوظ مانده بود

پارتي
در هيچ كجاي تخت يك لايه مسكوني پارتي آشكار تشخيص داده نشده است. قطعات پراكنده سفالهاي پارتي به دست آمده به نظر مي رسد با مصالح ساختماني دوره معماري خشتي از جاي ديگر به اين جا آمده باشد. در هر صورت مي توان به اين نتيجه رسيد كه يك محوطه مسكوني دوره پارتي در اراضي هموار دره در حوالي تخت وجود داشته است اين سفالها در يك لايه مشخص قرار نداشتند و در بقاياي ساختماني دوره ساساني قرار داشته اند.

ساساني
در دوره ساساني به ويژه در زمان خسرو انوشيروان ( 579-531 ميلادي ) و خسرو دوم ( 628 – 590 م ) توجه خاصي به عمران و آباداني آن معطوف گرديده است . آتشكده آذر گشنسب به زبان پهلوي گزك يا گنجه ناميده مي شود.
از لحاظ معماري در جبهه شمال غربي درياچه و در زاويه مربع بزرگتر، ايوان رفيع ساساني معروف به ايوان خسرو كه از آجر قرمز و ملات ساروج ساخته شده بوده قرار داشته است. در حال حاضر از اين ايوان جز يك جرز و از اره هاي ديوار آن چيزي باقي نمانده است. قطر دهانه ايوان 5/18 متر و عمق آن 20 متر است.
در مركز مربع شمالي آتشكده معروف آذرگشنسب واقع شده است كه از سويي روي به دروازه شمالي دارد و از جنوب راه به درياچه مي برد.
در حد فاصل آتشكده و دروازه شمالي راهرو ها و حياطهاي چندي به چشم مي خورد كه كار كاوش و خاكبرداري آنها پايان نيافته است. آتشكده آذر گشنسب كه به طور كامل حفاري شده مجموعه اي است مشتمل بر يك سالن مركزي مربع شكل با 4 جرز قطور آجري كه گنبد بزرگ آجري آن را پوشانده است.
مجاور اين مجموعه در بخش غربي مجموعه ديگري است كه از يك آتشكده صليبي شكل با ابعاد كوچكتر و دو تالار ستون دار با ستونهاي مدور چهار گوش و تعداد اتاقها و فضاهاي جانبي تشكيل شده است . از لحاظ استحكامات، مجموعه داراي حصاري به طول 120/1 كيلومتر دوره ايلخاني است با 38 برج و 38 بارو دو دروازه شمالي و جنوب شرقي از دوره ساساني و يك دروازه جنوبي مربوط به نهايتا" تخت سليمان در سال 624 ميلادي به واسطه حمله ارتش روم و شكست سپاهيان خسرو دوم مرود غارت و تخريب واقع گرديد و از اعتبار آن كاسته شد


سابقه تاريخي – اسلامي ( اوايل اسلام )
دوره ميانه ( قرن 10-12 ميلادي )

با انقراض حكومت ساساني در نيمه دوم قرن هفتم ميلادي، آتشكده سريعا" اهميت خود را از دست داد گرچه بر اساس گزارشهاي ابودلف آتش تخت سليمان تا اوايل قرن دهم مورد احترام بوده است. ولي تحقيقات باستان شناسي نشان دهنده محوطه هاي مسكوني كم اهميت در اين دوره است. ساكنان آن در اين دوره بناي آتشكده را كه نشان مي داد شديدا" در حال تخريب است. بيشتر و بيشتر مورد استفاده و بي حرمتي قرار دادند و سپس محدوده بين آتشكده و حصار استحكامات را براي سكونت برگزيدند. در اين دوره به نظر نمي رسد كه بناهاي با اهميتي به وجود آمده باشد. ولي سراميكهاي متعلق به دوره خلفاي عباسي و آل بويه كه در لايه هاي تخريبي به دست آمده اجازه شناسايي يك اسكان متناوب را مي دهند و اين مقطع زماني با ظهور سراميكهاي جلادار و نقاشي شده الوان، علامتگذاري و مشخص شده اند.
ظروف مينايي با رنگ آميزي آبي و سبز روي زمينه سفيد كه اصطلاحا" ظروف « ساعر » خوانده مي شوند، متعلق به توليدات اوليه اين دوره است . ظروفي با رنگ آميزي زرد، ارغواني و سبز كه بر اساس محل كشف حدود 900 ميلادي تاريخ گذاري شده اند به گروه ياد شده مي پيوندند. اواخر قرن دهم ميلادي ظروفي سفالي به وجود آمد كه با دو غاب گل رس پوشش شده بود و زير رنگهاي سبز، زرد، ارغواني آذيني با تكنيك گرافيتو ( خراشهاي تزييني ) داشت.
در اين رده، تكنيك آذين ( گرافيتو ) در ظروف به اصطلاح (گروس ) به ويژه در دوره سلجوقي و اوايل مغول به نقطه اوج مي رسد. اين در حالي است كه كار اصلي روي خطوط خراشيد فازك و پهن و محدوده هاي كوچك خالي شده كه در لعاب سبز و قهوه اي كه با رنگ تيره بيشتر جلوه مي كنند، تكيه دارد ظروف در محل توليد شده است و از كالاي وارداتي نشاني نيست. عدم وجود ظروف مينايي الوان به ويژه اي نشانه اي است كه كم اهميتي محل را در آن زمان مورد تاييد قرار مي دهد در حالي كه براي مورخين ايراني به عنوان محل آتشكده معروف و شناخته شده باقي است. پس از به حكومت رسيدن سلجوقيان مهاجرت شديد تركان به سرزمين قابل ثبت است كه تا زمان رانده شدن سكنه از محل و ساختن كاخ شكار به دستور آباقاخان در روي ويرانه هاي آتشكده ادامه داشته است

مغول
در دوره اسلامي نيز به لحاظ پذيرش دين مبين اسلام آتشكده رونق خود را از دست داد و فقط به عنوان سكونت هاي موقت مورد استفاده قرار گرفت تا اينكه در زمان ايلخانيان با احداث و احداي جديد مخصوصا" تعمير ايوان خسرو توسط آباقاخان، مجددا" در اين محوطه فعاليتهاي سياسي و اجتماعي آغاز شد و به عنوان پايتخت ييلاقي مورد استفاده قرار گرفت. بعدا" نيز محل مذكور توسط عامه مردم به صورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوع تا قرن 11 هـ- ق ادامه حيات مي دهد و از اين تاريخ به بعد اين مكان به كلي متروكه مي گردد.

 

تاريخچه تحقيقات تخت سليمان و زندان سليمان

منابع تاريخي كه در آنها به آتشكده " شيز " اشاره شده و در آنها به ويژه توسط نويسندگان اسلامي توصيفاتي از تخت سليمان به دست داده شده است، توسط " ك . شيپ مان " تنظيم و مورد بررسي قرار گرفته است .
تحقيقات جديد درباره اين دو مكان يعني تخت سليمان و زندان سليمان كه در فاصله ديد يكديگر قرار دارند، قابل تفكيك از هم نيست." سر روبرت كرپورتر "( Sir Robert Ker Porter) كه كاشف اين محل شناخته مي شود. در اوت 1819 در راه بازگشت از غار " كرفتو " در حالي كه دره ساروق را سوار بر اسب بالا مي رفت به اين دو مكان رسيد و به توصيف آنها پرداخت. در سال 1831 كلنل" دبليو، مونتيت " ( W.Monteith ) از دره مرتفع بازديد كرد و تشخيص داد كه هر دو تپه بلند و عجيب، ساختار زمين شناسي مشابهي دارند و از انباشته رسوبات آهكي چشمه هايي كه درياچه را تشكيل داده اند، ساخته شده اند.

اولين توصيف جامع از ويرانه هاي روي تخت و زندان را همراه با طرح اوليه موقعيت هر دو تپه ، مديون " سر هنري راولينسون " ( Sir Henry Rawlinson ) هستيم كه سال 1838 چند روزي را صرف تحقيق و بررسي كرد. اوآتشكده را دقيقا" مورد بررسي قرار دادو توصيفي از آن عرضه داشت كه امروزه هنوز هم ارزشمند است. " راولينسون " اتاق اصلي آتشكده را شناسايي كرد و دالانهاي آن را كه هنوز در آن موقع داراي طاق بودند و گنبد روي اتاق اصلي را كه بعضا" فروريخته بود، تشريح كرد. زندان را بستر درياچه اي توصيف كرد كه به وسيله زلزله اي شديد تلاطم كرده و بيرون ريخته و آبش سرازير و تخليه شده است. اومعتقد است كه تخت امكان دارد روزي تصوير مشابهي را عرضه كند. " راولينسون " قله پوشيده از برف تخت بلقيس را با دوربين چشمي نظاره نمود و حصار استحكامات قلعه مانند آنجا را كه به درستي ساساني وصف مي كند، كشف كرد.
" آ. هتوم – شيندلر" ( A. Hautum Schineller ) ژنرالي كه سربازرس تلگراف ايران بود در سال 1881 از " تخت " و " زندان " ديدن كرد. كانيهاي موجود در محدوده را در نقشه اي ثبت نمود و ويرانه هاي روي " تخت " را بدون اينكه رده بندي كند، توصيف كرد. " ا.وي ويليامز جكسون " ( A.V Williams Jackson ) كه در آوريل 1903 هر دو محل را پوشيده از برف ديده است، زندان را كه از آن بوي گاز احساس مي كرد، يك آتشفشان محسوب داشت. " آ.اف. اشتال " ( A.F.Stahl ) كه مدير كل پست در ايران بود در سال 1907 به منطقه تخت سليمان مي رود و با نقشه برداري از راهها گزارش جامعي از ساختمان طبقات زمين شناسي كوهستان و نقشه اي از تشكيلات سنگها تهيه مي كند.
در سال 1937 " ا.اف. شميدت" ( ) در پروازهاي خود بر فراز شهرهاي باستاني ايران عكسهاي هوايي ممتازي تهيه مي كند كه شناخت موقعيت هر دو محل را نسبت به يكديگر ميسر مي سازد. ضمنا" در روي " تخت " نه فقط معماري قابل ديد در سطح را نشان مي دهند ، بلكه روي اراضي پست و بلند و گودهاي ناشي از سرقت آجرها، طرح عمودي مستطيل شكل تاسيسات آتشكده و بناسازي كاخ شكار كنار درياچه را به شكل برجسته اي ظاهر مي سازد. در عكسهاي زندان نيز تصور مي رود كه بقاياي ديواره هايي در دامنه جنوبي قابل مشاهده باشد. تحقيقات به وسيله يك عكس هوايي حركت تازه اي پيدا مي كند. "آ.گدار " ( A.Godard ) قبلا" در كارهاي خود راجع به آتشكده هاي ايران از آنها استفاده كرده بود. در اكتبر 1937 " مايرون ، بي، اسميت " ( Myron B.Smith ) و " آرتور. يو. پوپ " ( Arthur U.Pope ) هر يك مستقلا" با در دست داشتن اين عكسهاي هوايي ، از " تخت " بازديد كردند. " پوپ " سرپرستي " هشتمين هيات تحقيقات معماري موسسه آمريكايي براي معماري و هنر ايران " را كه " دونالد، ان،ويلبر " ( Donald N. Wilber ) به عنوان آرشيتك عضو آن بود، بر عهده داشت. " ويلبر " در كنار مساحي هاي جداگانه از ويرانه هاي قابل ديد در سطح، يك پلان كلي بسيار خوب از " تخت " تهيه كرد . در گزارش هيات، " پوپ" به تشريح اهميت عمومي محل پرداخته و " ماري كرين "
( Mary Crane) اسناد تاريخي را تنظيم كرده است. " ويلبر " بقاياي معماري موجود را توصيف كرده و در تعبير و تفسير و تاريخگذاري خود به شدت تحت تاثير اين نظريه غلط كه در اينجا " فراسپا" پارتي ( جايي كه به وسيله لشگريان تحت فرمان آنتونيوس بيهوده محاصره شده بود ) قرار داشته ، واقع شده است. " فيليز آكرمان " ( Phullis Ackermann ) به تشريح اريكه خسرو ( تخت طاقديس ) كه تصور مي كند روي ظرف برنزي موزه برلين تصوير شده، پرداخته است. اين تصوير را " اسكار رويتر" ( Oskar Reuther ) نيز بعدا" در بازسازي خود براي آتشكده مبنا قرار مي دهد. " ايوار – رينگ بوم لارس " ( Lars –IvarRingbum ) در كتابهاي خود پارا فراتر مي گذارد و بر اساس طاقنماهايي كه دور تصوير وسط ظرف برنزي است، رواق دايره شكل درياچه را بازسازي مي كند.
شرايط نامناسب زمان بيشتر از 20 سال تحقيق و بررسي را مسكوت گذاشت و ابتدا در سال 1958 " هانس هينينگ فون در اوستن " ( Hans Henning Von der Osten ) و " برتيل آلم گرن " ( Bertil Almgren ) از " اوپسالا " توانستند از طرف موسسه باستان شناسي آلمان تحقيقات مقدماتي لازم را براي يك حفاري علمي در روي ويرانه هاي " تخت " انجام دهند.
" كورت بيتل " ( Kurt Bittel ) رئيس موسسه باستان شناسي در آن زمان با اتكاء به نتيجه گزارش آنها موفق شد در سال 1959 در تهران اجازه حفاري براي زندان سليمان و تخت سليمان را به لطف همه جانبه مقامات ايراني دريافت دارد. سپس اولين فصل حفاري با همكاري كارشناسان ايراني، آلماني و سوئدي، تحت سرپرستي " هانس هينينگ فون دراوستن " و " رودلف ناومان " ( Rudelf Naumann ) انجام گرفت.
در حفريات علمي زندان سليمان كه تا پايان عمليات در سال 1964 به عنوان بخشي از حفريات هيات مستقر در تخت سليمان انجام گرفت ، ابتدا " هانس گئورگ اولر " و " زونه تساخ رسون " ( SuneZachreson ) شركت داشتند . " راينر، ام، بومر " روي سفالها كار مي كرد و " اليزابت ناومان " ( Elisabeth Naumann ) بررسيهاي زمين شناسي را انجام مي داد. از سال 1960 " ولفرام كلايس " ( WollramKleiss )به عنوان آرشيتكت همكاري داشت كه بعدا" نيز معماري روي " تخت " را منتشر كرد. در سال 1960 " و . مومرتس " ( W.Mommerts )رئيس معادن آلمان از حفريات زندان بازديد كرد وضمن شنيدن ابزار تاسف باستان شناسان از عدم تسهيلات لازم براي تحقيق دركف دهانه آتشفشانه، امكانات فني وانساني ارزشمندي در اختيار هيات گذاشت. " مومر تس " با حمايت مالي بنياد " فريتس – تيسن " ( Fritz- Thyssen ) موجبات حفر يك تونل از پاي تپه مرتفع تا كف دهانه آتشفشان را فراهم آورد كه با كمك معدنچيان آلماني در سال 1964 انجام گرفت. " كلايس " از اين طريق توانست در آنجا گمانه هايي بزند و " ب،دام " ( B.Damm ) همزمان با او شرايط زمين شناسي را مورد بررسي قرار داد.
در سالهاي 64و 1963 حفرياتي نيز توسط " هانس و يك آرتس " ( HansWiehartz ) در تومولوسي ( تپه مجيد ) كه در 2 كيلومتري شمال شرقي زندان قرار داشت، انجام گرفت و در سمت شمال تپه برشي تا مركز تپه ايجاد شد.
حفريات تخت سليمان به جز سالهاي 1967 و 1971 همه ساله انجام گرفته است. پس از فوت " فون دراوستن " در اوايل تابستان 1960 " رودلف ناومان " حفريات را سرپرستي كرد. " سي،نايلاندر " ( C.Nylander ) و " كلايس ،" د.هوف " ( D.Huff ) ، " او،هارب"( U.Harb )و " ها،فون گال "( H.Von Gall) عهده دار بخشهايي از حفريات بودند.
از 1976 " هوف " سرپرستي حفريات در محل را به عهده گرفت. گزارشهاي مقدماتي در مجلات باستان شناسي ( AA ) و مجله تحقيقاتي تهران به چاپ رسيد كه گزارش نهايي و كلي به وسيله " روددلف ناومان" منتشر خواهد شد.



سابقه تاريخي و نحوه شروع مطالعات پژوهشي تخت سليمان

در مورد مشخصات معماري و سابقه تاريخي اين مجموعه باستاني مطالب فراواني در كتب مذهبي زرتشتيان، مورخين و جغرافي نويسان قرون اوليه اسلامي ، شاهنامه فردوسي و بعدها در سفرنامه هاي مستشرفين وجود دارد، پروفسور نومان پژوهشگر اوليه مجموعه در كتاب خود راجع به اين مكان تاريخي چنين مي نويسد :محوطه باستاني تخت سليمان و آثار و بقاياي عظيم روي آن كه در شمال غربي ايران واقع شده،در سال1819توسط"سرروبرت كرپورتر"كشف گرديد و در سال1838نيز "سر هنري راولينسون" پس از بازديد از محل، توصيف دقيقي از آنجا عرضه داشت. كشف و شناخت اين محوطه تاريخي بي ترديد درسير تكاملي باستانشناسي ايران تاثير فزاينده اي داشت. دسترسي به تخت سليمان به دليل واقع شدن در اراضي كوهستاني و صعب العبور چندان آسان نبوده و به همين خاطر بررسي اين محوطه با مشكلات بيشتري همراه بود و نياز به زمان طولاني تري داشت عكسهاي هوايي دقيق و روشني كه"اريك شميدت"از اين محل تهيه نمود و در كتاب(پرواز بر فراز شهرهاي باستاني ايران 87-89)منتشر ساخت ما را در شناخت بيشتر از تخت سليمان كمك كرد."آ. گدار"نيز در نوشته هاي خود تحت عنوانLes Monuments du feu آثار ايران–شماره 3،سال 1938، ص 45"اين مجموعه مذهبي را مورد توجه و دقت قرار داده است. اما براي يك حفاري كامل در چنين تاسيسات بزرگ مذهبي كه در ميان آتشكده هاي ايراني از اهميت ويژه اي برخوردار است، نياز به اطلاعات جامع و كاملتري احساس مي شد. "د. ان. ويلبر " و " آ. او . پوپ "در سال 1937 اقدام به گمانه زني هاي مختصري در اين محل نمودند. " ك. اردمن" هم در كتاب خود تحت عنوان آتشكده هاي ايراني (لايپزيك 1941 ، ص 27) تاكيد كرد كه بدون انجام يك حفاري منظم نمي توان تصوير درست ومناسبي از تخت سليمان ارائه داد. لذا سفر تحقيقاتي " و. ايلرز " ،" ك اردمن "،" ا.كونل " كه توسط " ا.بورينگر" رئيس وقت موسسه باستان شناسي فراهم آمده بود و هدف آن جمع آوري اطلاعات بيشتر در محل بود به خاطر شرايط آب و هوايي اواخر پائيز ( سپتامبر 1957 ) و مشكل دستيابي به تخت سليمان در ارتفاعات بلند نا موفق ماند، تا اينكه در اكتبر 1958 " هانس هنينگ فون در اوستن " همراه همسرش خانم " هته فون در اوستن" و " برتيل آلم گرن " از اوپسالا، از طرف موسسه باستان شناسي بررسيهاي مقدماتي را به منظور حفاري در ويرانه هاي تخت سليمان انجام دادند. اين بررسي نتايج خوبي به همراه داشت و مقدمات اولين فصل حفاري را با همكاري كارشناسان ايراني، آلماني و سوئدي در سال 1959 فراهم ساخت . در سال 1959 " هانس هنينگ فون در اوستن " همراه با " سرردلف ناومان" حفريات موسسه باستانشناسي آلماني را در تخت سليمان سرپرستي و هدايت كردند. ادامه اين حفاري بزرگ توسط " فون در اوستن " براي سالهاي بعد نيز برنامه ريزي شده بود. حفريات او در آناتولي و سوريه از يك طرف و دانش همه جانبه اش در باستانشناسي شرق كهن و ايران از سوي ديگر شايستگي او را براي اين منظور كاملا"نشان مي داد . علاوه بر اين، استعداد فوق العاده، حسن تدبير، صميميت و اراده راسخي كه در او وجود داشت، وي را براي سرپرستي يك هيات حفاري بزرگ از هر جهت مناسب مي ساخت. " فون در اوستن " در ژوئيه سال 1960 در گذشت و به اين ترتيب دوستان او مرد بزرگي را از دست دادند. حفاري تخت سليمان آخرين كار با اهميتي بود كه او سرپرستي كرد.اين حفاري طبق برنامه ادامه خواهد يافت


 





آسيب شناسي آتشگاه

با عنايت به عكسهاي پيوست ملاحظه مي شود ساختمان چهار طاقي آتشكده آذرگشنسب بر اثر عوامل انساني و شرايط طبيعي، دچار صدمات فراوان شده و قسمت عمده طاق و گنبد و قوسهاي پوشش و تداركات روكاري آن از بين رفته، بعد از خارج نمودن اسكلت متلاشي شده آتشكده اززير آوار چند صد ساله توسط هئيت باستانشناسي آلماني وتغيير شرايط محيطي و عدم حفاظت لازم آسيبهاي جدي به بقاياي آتشكده وارد شده، همچنين صدمات وارده به ملات بين آجرها بعلت نفوذ آب برف وباران و طغيانها و جريانهاي موردي درياچه و مهمتر از همه متروكه بودن محل و گذشت زمان سبب از بين رفتن اين بخش از مجموعه كه شاخصترين و هسته اوليه كليه آثار درون حصار محيطي مي باشد،گرديده است.
از سالهاي اخير اقدامات اوليه حفاظتي در حد رفع خطر در قسمتهاي مختلف آتشكده انجام شد اميد است بتوان در آينده نزديك طبق طرح مصوب نسبت به حفاظت اصلاح و استحكام بخش آن اقدام نمود.



آسيب شناسي معبد آناهيتا
بطوريكه گفته شد ساختمان معبد كه متصل به مجموعه مقدس آتشكده آذرگشنسب ساخته شده با مصالح بسيار مرغوب و از جنس سنگهاي تراشدار احداث و رواقهاي آن داراي سقف آجري بوده است، با وجود از بين رفتن سقف پوششي رواقها، خوشبختانه ديوارهاي جانبي و جرزهاي معبد كه تماما" از سنگ تراشدار هستند سالم باقي مانده است.
انجام حفاظتهاي ضروري بويژه نگهداري بقاياي پاكارقوس و سردرها، حفاظت كف بنا، مستند سازي كامل آن، معرفي ويژگيهاي خاص محل بوسيله تابلوهاي راهنماي دو زبانه براي بازديدكنندگان از اهميت خاصي برخوردار مي باشد.

آسيب شناسي برج و باروي حصار بصورت اجمالي

تاثير عوامل جوي : با توجه به عكسهاي پيوست ملاحظه مي شود جبهه جنوبي برج و بارو كه به علت جهت جغرافيايي وبهره گيري از تابش آفتاب، كمتر در معرض شدت سرما و يخبندان بوده، نسبتا" خوب و سالم باقيمانده است چنانكه در تصاوير مشهود است دروازه جنوب شرقي، باروهاي 2،1 و 5 در اين قسمت در شرايط بهتر قرار داشته و بعنوان سالمترين مدارك معماري دوره ساساني در اين بخش از مجموعه به حساب مي آيند، چنانكه براي بازسازي ديگر بخشها مي توان از آن استفاده نمود. بويژه براي احياي قوس سنگي دروازه اصلي مجموعه ( دروازه شمال ) كه به شدت صدمه ديده و در حالت خطر ناك قرار دارد، بعنوان شاخص و الگوي مستند از شكل اجرائي آن استفاده خواهد شد.
بنابر اين ميتوان اظهار داشت كه عوامل زير در امر صدمه و تخريب برج و بارو حصار محيطي تاثير مستقيم داشته اند :
1-شرايط جغرافيايي و زمستانهاي طولاني و سرد منطقه كه تغيير شديد درجه گرما و سرماي محل در طول صدها سال، سبب فرسايش تدريجي سنگهاي تراشدار نماي خارجي و ريزش لبه هاي آنها گرديده است.
2-فعل و انفعالات فيزيكي و شيميايي مستمر، يكي ديگر از علتهاي آسيب رسان به سنگهاي آهكي تراشدار در نماي خارجي اين بخش از مجموعه مي باشد كه تاثير منفي آن بر اين نوع مصالح كاملا" شناخته شده و محسوس مي باشد.
3-بر اثر متروكه شدن محل از حدود قرن 7 ميلادي و بي توجهي در ادوار گذشته در مورد حفاظت رخ بام و قسمتهاي باقيمانده حصار ،نفوذ آبهاي برف وباران به جداره داخلي ديوارها ، علاوه بر ريزش بخش قابل توجهي از لبه هاي فوقاني ديوار و صدمات چشمگير، اين امر باعث كم دوام شدن ملات ما بين مصالح، مهم تر از همه ريزش سنگهاي بزرگ نماي خارجي ديوارها وبرج ها مي گردد.
4-طغيان موردي درياچه و جريان و نفوذ آب به جداره ديوارها، با توجه به شواهد موجود، آب درياچه مركز مجموعه در طول 14 قرن گذشته چندين بار بر اثر عوامل زمين شناسي بشدت طغيان نموده و در بخشهايي از محوطه جريان مي يابد كه بر اثر اين اتفاق، ملات برخي از بقاياي آثار معماري مجموعه شسته شده و اين عمل سبب تزلزل بنيان بخشي از آثار مي شود.
5-زلزله هاي پي در پي منطقه، يكي ديگر از عمده دلايل آسيب رسان به چنين آثاري مي باشند، با توجه به ارتفاع( 18 متر ) زياد برج و باروها و سنگيني پوسته روكار آن كه قفل و بست مطمئني هم با جداره داخلي حصار نداشته، اين عامل بعنوان مهمترين دليل ريزش سنگهاي تراشدار به نظر مي رسد.
6-صدماتي كه بر اثر جنگهاي اواخر دوره ساساني و حملات سپاهيان روم و اغتشاشات آن زمان و هم چنين اتفاقات بعدي يكي از عوامل عمده در امر تخريب آثار مجموعه بخصوص حصار محيطي بحساب مي آيد.
آسيب شناسي ايوان غربي
همانطوريكه از تصاوير ضميمه ملاحظه مي گردد، بقاياي ايوان خسرو به مرور ايام دچار صدمات فراوان شده اما طبق يك سند موجود تا سال 1938 ميلادي هر دو ديوار طولي و جانبي ايوان نسبتا“ سالم و بر پا باقيمانده تا اينكه بر اثر زلزله، ديوار جنوبي تا روي بدنه سنگي كاملا" فروريخته و ديوار شمالي نيز بحالت نيمه مخروبه در آمده است با وصف كارهاي حفاظتي كه از 3دهه پيش براي نگهداري آن بعمل آمده فعلا" اين بخش از كاخ شرايط خوبي ندارد. بنابر اين تهيه طرح حفاظت اصولي و مرمت اساسي آن در دست اقدام مي باشد كه لازم است بعد از تكميل طرح مذكور جهت بررسي و نحوه اجرا، به تصويب شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي برسد.
ضمنا" بر روي كف اوليه دوره ساساني تا ارتفاع بيش از 4 متر آوار انباشته شده، در زمان ايلخانان مغول هنگام استفاده مجدد از ايوان در همين تراز، كف جديدي بوجود آورده اند. به همين جهت تعميرات اساسي ايوان بايستي با رعايت ضوابط و حداكثر تلاش براي حفظ الحاقات معماري ارزشمند دوره هاي بعدي انجام گيرد كه اين امر نياز به مطالعات تخصصي و فني لازم دارد.اما دسترسي به كف دوره ساساني به منظور تحكيم بخشي پي ديوارها و امكان اجراي طرح حفاظت اضطراري با رعايت ضوابط بايستي مد نظر باشد.










 

حفاظت و مرمت معماري آتشگاه
تاكنون اقدامات اوليه اي در جهت حفاظت بقاياي آثار معماري آن معمول شده و براي حفاظت و مرمت اساسي بقاياي چهار طاقي، آتشكده به روش اصولي تهيه طرح آسيب شناسي علمي و فني آن در دست اقدام مي باشد. كه بايستي به تائيد شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي برسد.
ضمنا" حفاظت و مرمت اساسي آتشكده علاوه بر تهيه طرح علمي، نيازمند امكانات فني و بودجه كافي است .مهمتر از همه عمليات اجرائي آن بايستي زير نظر كارشناسان مجرب صاحب نظر و با استفاده از نيروهاي تخصصي و توانا انجام گيرد .
اميد است بتوان بر اساس طرحي مناسب از روند نگران كننده تخريب تدريجي مجموعه بويژه از بين رفتن شواهد ارزشمند معماري اصيل آن مانند بقاياي پاكار قوسهاي پوششي و سردر هاي باقيمانده ، بروشي اساسي جلوگيري نمود.

موقعيت كشوري و استاني
در شمال غرب كشور حد مرز استانهاي آذربايجان غربي و شرقي و زنجان و كردستان ما بين شهرهاي تكاب، زنجان، مياندوآب و ميانه كه منطقه كوهستاني نزديك به شهرهاي دندي از استان زنجان و تكاب آذربايجان غربي با مجموعه اي از آثار تاريخي مواجهيم كه مجموعه تخت سليمان با ويژگيهاي خاص در ميان اين آثار جلوه نمايي ميكند.


موقعيت شهري و منطقه اي :
اين مجموعه در 42 كيلومتري شمال شرق شهرستان تكاب واقع شده است كه بر اساس تقسيمات شهرستان در حدود 2 كيلومتري روستاي تازه كند ( نصرت آباد ) بخش تخت سليمان تكاب مي باشد.
ارتفاع منطقه از سطح دريا 2150 متر، طول جغرافيايي آن 30/45 درجه و عرض جغرافيايي آن 40/36 درجه مي باشد.



درياچه
درياچه هميشه جوشان و فيروزه نام تحت سيلمان به طول 120 و عرض 80 متر به شكل يك بيضي نامنظم در مركز محوطه تاريخي تخت سليمان واقع شده است. زير آب درياچه در حال حاضر در دو جوي از محوطه داخلي به خارج و براي آبياري زمينهاي زراعي جريان دارد. آب درياچه به خاطر وجود املاح زياد و درجه حرارت بالا قابل آشاميدن نيست.
عمق درياچه 64 متر است و آثار هفت جوي از دوره ساساني در عمق 5/4 متري از سطح فعلي وجود دارد و با گذشت هزاران سال آب براي خود حوضچه اي سنگي درست كرده است. دو جريان آب درياچه در مسير خود رسوب سنگي ايجاد مي كند و نمونه اين جويها به ارتفاع 3 متر و را اراضي جنوبي پيچ و تاب خورده وبه سنگ اژدها معروف است و احتمالا" در دوره ساساني بوجود آمده است و نشان دهنده معبده سال بهره برداري دائمي از جريان آب است.
درياچه در بناي آتشكده و فضاهاي پيرامون آن نقش تعين كنند اي را بر عهده داشته است. زيرا محور آتشكده اصلي در مركز آن قرار داشته است و در روي اين محور مهمترين فضاهاي رديف شده است. دروازه هشتي حياط ورودي اصلي پرستشگاه با محراب آتش و ايوان اصلي در مقابل درياچه مجموعه تاسيسات كاملا" بدون تعبيت از استحكام بيضي شكل از دو مربع ساخته شده است و ديوارهاي بيروني آن با ارك هاي نيمدايره دژ مانند تجهيز شده است.


حصار محيطي از تاسيسات بزرگ اواسط دوران ساساني مي باشد كه با طول 1120 متر و 38 برج و بارو به عنوان حصار دفاعي و حفاظتي مجموعه آتشكده آذرگشنسب را در برگرفته است. ديوار حصار در بلندترين قسمت 18 متر ارتفاع دارد و طرح كلي دايره وار آن از خصوصيات بارز شهرسازي ومعماري دوره ساساني مي باشد. شكل حصار محيطي مجموعه از فرم بيضي شكل درياچه طبيعي نيز تاثير پذيرفته است.

مصالح دوره ایلخانی

براي بناي كاخ شكار و اقامتگاه تابستاني در دوره ايلخاني از ديوارهاي محفوظ مانده آتشكده استفاده شد. سنگهاي حجاري شده آجر و سنگ ماسه زرد رنگ در بناي ديوارهاي كاخ شكار و در ساختن كاخ شكار فقط لاشه سنگ و ساروج و سنگ ماسه قرمز رنگ يا سنگ هاي چهارگوش دوباره مصرف شده ساماني به كار رفته است. طرح اصلي آتشكده براي تاسيسات كاخ شكار بيش از حد داراي اعتبار بوده است و در واقع مي توان گفت كه تاسيسات كلي جايگاه مقدس در تاسيسات كاخ منعكس است و اين امر به دليل استفاده مجدد از بقاياي موجود ديوارها و تطبيق طرح تاسيسات كاخ با معماري مجدوده آتشكده در كنار درياچه است




مشخصات معماری


آثار مربوط به اين دوره بيشتر در پيرامون درياچه كمتر از شده و بر خلاف دوره ساساني كه در قسمت شمالي آن قرار داشته است گوناگوني طرحها شكلها فضاها عظمت و ابعاد از خصوصيات ديگر معماري آنها مي باشد انتخاب سيستم ساختماني متناسب با اقليم و مصالح بومي مثل چوب استفاده از سقف هاي مسطح از ديگر مشخصات معماري ايلخاني است عدم وجود ايوان در آكس ضلع غربي آن را از صخهاي اين دوره متفاوت مي سازد البته اين صحن بزرگترين نوع مي باشد.


ايوان غربي و دو اتاق هشت گوش



از آنجا كه معماري بخش زيرين ايوان غربي دوره ساساني هنوز برپا و محفوظ مانده بود، ايوان در همان ابعاد مجددا" ساخته شد. به قسمت پشت آن يك تالار عريض اريب ضميمه شد. و در دو طرف آن دو اتاق هشت ضلعي بنا گرديد . . اين بخش از كاخ كه در اصل اتاقهاي مسكوني ايلخان را در برداشت بسيار جالب توجه است، چون تقريبا" تمام تجهيزات داخلي آن مي توان با كاشي، گچبري و پوشش نماي بيرون بنا با سراميك بازسازي شود. از اين تزئينات بقاياي با اهميتي به دست آمده است.
در ايوان غربي بقاياي موجود دوره ساساني از طريق پي سنگي معماري خشتي قسمت بالا به روشني از معماري دوره مغول با لاشه سنگ قايل تشخيص است. بناي ايوان جنوبي ابتدا پس از 1983 ميلادي فروريخته است. دو ديوار پيشاني ايوان با سه طاقنما بر بالاي هم كه قوس راس آنها مقرنس كاري شده است، آذين شده بودند پاطاق گنبد با عرض 5/11 متر قابل شناسايي است. عكسهاي قديمي مربوط به زماني كه ديوار جنوبي هنوز برپا بوده است، نشان مي دهند كه در پيشاني گنبد طاقنماهاي ديگري وجود داشته است.
كف گچپوش شده ايوان با قطعات مستطيل شكل سنگ سبز رنگي سنگفرش بوده است و درطول ديوارهاي هر دو سمت نشيمنگاههاي بزرگي به عرض 30 و ارتفاع 40 سانتي متر وجود داشته است. در ازاره ديوارها جاي كاشيها روكار ديوار هنوز هم در گچ باقي است. از طريق جاي كاشيها در ديوار، تقسيم بندي ديوارها در سطوح مستطيل شكل بزرگ با نقشهاي مختلف قابل شناسايي است. از قطعات شكسته به دست آمده بازسازي آزمايشي قطعه اي از روكار ديوار ميسر شد
دري كه در ديوار پشتي تالار در دوره ساساني فقط 2 متر عرض داشته است و ظاهرا" فقط به وسيله يك « تيرك مانع » جلويش سد بوده، تا حد مدخلي به عرض 8 متر توسعه داده شده است. طاق گذرگاه تا بالاي محدوده كاشي شده ازاره با مقرنس كاريهايي از گچ آذين بوده است.
براي بناي كاخ، سه اتاق غربي دوره ساساني تا حد ارتفاع كف تخريب شده و در جاي آنها تالاري به طول 17 و عرض 14 متر با دو اتاق هشت گوش در طرفين آن ساخته و ضميمه شده است. از آنجا كه ديوارهاي تالار بزرگ براي حمل طاق ضعيف به نظر مي رسند بايد يك سقف چوبي مسطح براي آن تصور كرد كه الواربندي زير آن روي پايه هاي چوبي باريكي تكيه داشته است. اين اقامتگاه اصلي بوده است كه در كنار آن دو اتاق هشت گوش، يعني خصوصي ترين اتاقها قرار داشتند. دياوارهاي آن به شكل يكساني با كاشيهاي شش گوش تزيين يافته بودند. بقاياي سراميكها در گچكاري ديوار، شناسايي نوع كاشيها را مسير مي سازند. در ديوار بيرون تالار و مشخصا" در پشت محل جلوس شاهزاده، كاشيهاي زرين فامي با نقش اژدها و سيمرغ در رنگهاي متناوب آبي و فيروزه اي نصب بوده است. در ديوارهاي داخل تالار كه در مقابل ديد او بوده است صحنه هايي از شكار قرار داشت. هر صحنه به وسيله 6 قطعه كاشي زرين فام به نمايش گذاشته شده بود. در هر صحنه نقشي از شكار ديده مي شد كه متناوبا" با نقش كاملا" برجسته يك غزال ، شيري در حال جهش يا فقط تزئينات گل و گياه تصوير شده بودند

طرح معماري

معماري ساختمان چهار طاقيها
بنا به تحقيقات بعمل آمده در حالت كلي معماري آتشكده ها در دوره ساساني به صورت چهار طاقي معمول بوده است اين عنصر معماري كه تقريبا" بمصادف با انقراض دوره پارتها و روي كار آمدن ساسانيان شكل گرفتند شامل است بر چهار بايد قطور كه بين آنها چهار طاق عريض واقع شد و فضاء مربع شكل و نيم بازبسته اي را شكل مي دهد كه توسط گنبدي پوشش داده شده است نحوه قرار گيري اين گنبد بر روي پلان چهار گوش ذكر شد است كه با چهار طاقها ظهور كرده و دنياي معماري را متحول ميكند. چهار طاقها به تناسب نياز در بالاي بلندي ها در كنار آبها و در ميان مراكز مسكوني ساخته شده اند كه تا امروز حدود 39 نمونه از آن كه بيشتر در مراكز غرب و جنوب غرب كشور پراكنده شده اند شناساي شده اند .
چهارطاق به 3صورت در معماري مذهبي ساساني ظهور مي كند.
1-وقتي كه به صورت منفرد بكار رفته است.
2-وقتي كه به صورت منفرد و در پيرامون آن دالاني در برگرفته است
3-وقتي كه در ميان مجموعه از بناها و تاسيسات ديگر قرار دارد.
چهارطاقي مجموعه تخت سليمان از نوع سوم است كه چهار طاق آن همراه با مجموعه از بناهاي ديگر تعريف شده است اگر از نظر نوع قرار گيري مجموعه مذهبي قصر شيرين و كناره سياه خراسان و قابل مقايسه است.
اما اگر صرفا" چهار طاق آن را مورد بررسي قرار دهيد از نظر تاسيسات موجود پلان با چهار طاق با زهور خراسان قابل مقايسه است.كه حتي در كشور هاي ديگر نيز اين پلان و سبك معماري به روشني ديده مي شود مثلا" پلان معبد بناتئان واقع در سوريه يا پلان معبد هترا ( بين النهرين ) از دوران اشكاني يا پلان سرخ كتل واقع در افغانستان مربوط به همين دوره نيز دقيقا" با پلان آتشكده هاي ايران مشابهت دارند.
معماري برج و بارو حصار محيطي تخت سليمان

ديوار حصار محيطي تخت سليمان با 1120متر طول، 18متر ارتفاع و 80/3تا 4متر عرض با استفاده از لاشه سنگ و ملات گچ نيمكوب و نيم پخت، احداث و جبهه خارجي آن داراي پوسته نماكاري از سنگهاي بزرگ تراشدار بصورت كله و راسته بوده كه چهره زيبايي بدان بخشيده است.
متاسفانه بر اثر گذشت زمان، مشكلات اجرايي اوليه، دخالتهاي انساني و تاثير عوامل جوي، همانند ديگر بخشها صدمات زيادي به سنگهاي تراشدار درنماي خارجي، بويژه برج و باروهاي حصار محيطي وارد شده است بطوريكه برخي از قسمتهاي آن بكلي منهدم و در اكثر قسمتهاي باقيمانده حصار،سنگهاي تراشيدار نماي خارجي فرو افتاده و تنها در جبهه جنوبي حصار محيطي، نماي خارجي سه باروي 1،2،5و سردر ورودي دروازه جنوب شرقي نسبتا" سالم بجاي مانده است، كه براي تداوم حيات و رفع خطر از آنها، نياز به انجام عمليات حفاظت و مرمت اصولي مي باشد.
بطور كلي در نماي خارجي بخشهائي از برج و باروي باقيمانده حصار محيطي، مقدار كمي از سنگهاي تراشدار روكار آن بر روي برخي از برجها وباروها باقيمانده كه بيشتر آنها نيز در شرايط نا مطلوبي بوده و نياز به حفاظت، استحكام بخشي و مرمت فوري دارند.
مشخصات معماري ايوان خسرو


اين ايوان با عرض دهانه حدود 12متر و عمق 27متر و ارتفاع ( باقيمانده سالمترين بخشي از ديوار ضلع شمالي ) حدود 5/18متر است ( در مقابل ابعاد ايوان مدائن با عرض 26متر، عمق 43متر ارتفاع 37متر ) مي باشد.
متاسفانه به مرور زمان ،عوامل انساني و شرايط جغرافيايي منطقه بخصوص حملات سپاهيان دشمن در زمان ساسانيان و بعد از آن، سرما و يخبندانهاي طولاني منطقه، زلزله هاي پي در پي و متروكه شدن محل، خسارات و صدمات فراواني بدان وارد شده است. چنانكه بعد از حمله سپاهيان روم در زمان خسرو دوم پادشاه ساساني و محاصره و غارت و تخريب آتشكده آذرگشنسب و تاسيسات معماري وابسته بدان و اغتشاشات بعد از اين وقايع، صدمات شديدي به ساختمان كاخ وارد مي گردد تا اينكه در قرن 13 ميلادي در زمان حكام مغول با انجام تعميراتي در ساختمان كاخ وديگر بناها و احداث واحدهاي معماري جديد، براي مدتي موقت اين محل به عنوان كاخ تابستاني و تفرجگاه آنان انتخاب مي گردد.
معماريساختمان معبدآناهيتا

ملاحظه مي شود كه مصالح به كار رفته در تالار E ( معبد آناهيتا) شامل سنگهاي تراشدار منظم در قسمت تحتاني تا شروع پاكار قوسها و از اين قسمت به بعد پوشش بوسيله آجر چهار گوش با ملات گچ انجام شده است، برخي از قوس سردرهاي ورودي سالم باقيمانده اما تمامي سقف بخش آجري يعني قوس حد فاصل جرزها و سقف رواقهاي پيرامون سالن مركزي فروريخته است.

يك مجراي ورودي آب از جوي شمال شرقي درياچه بداخل سالن مركزي در زير جرز مياني ضلع شرقي كاملا" سالم باقيمانده و بنظر مي رسد در مواقع برگزاري مراسم از اين محل آب بداخل معبد هدايت مي شده است.

چهار طاق وفضاهايپيرامون

شكل معماري آتشكده بر طبق آنچه از زمان حكومت ماد به جا مانده تا زمان ساسانيان تغييراتي كرده است ولي عموما" آتشكده ها يا به صورت چهار طاقي ساده بودند و يا شكل فضاي مربع شكل، كه همگي داراي دالان طوافي در اطراف فضاهاي ياد شده هستند كه به تناسب اهميت بزرگتر و مجللتر ساخته مي شده اند.
از مهمترين آتشكده هاي زمان ساسانيان : آتشكده آذرگشنسب در تخت سليمان و آتشكده آذر برزين مهر در ريوند خراسان وآتشكده آذر فرنبغ در كاريان فارس بوده است.
در بين 3 آتشكده فوق آتشكده آذرگشنسب از همه مهمتر و متعلق به شاهان و لشگريان ساساني بوده كه سلاطين وقت بنا به اعتقادشان در مواقع خاصي براي زيارت اين آتشگاه با به روايتي از تيسفون، مقر حكومتشان پاي پياده به اين مكان مي آمدند. بنابر اين آتشكده آذرگشنسب از تقدس بسيار بالايي برخوردار بوده است.
نكته اي كه در معماري اين اتشكده قابل توجه است اينكه تمام مصالح آن از آجر مي باشد.
بر اساس مطالعات انجام شده، چهار طاقي آتشكده تخت سليمان داراي گنبدي بوده كه روي چهار جرز مربع شكل ساخته شده و در وسط آتشكده ( محل قرارگيري آتش) قرار دارد، و در هنگام اعياد و جشن ها آتش مقدس را از آتشدان محل نگهداري آتش جاويدان به اين مكان منتقل مي كرده اند. و بعد از اتمام مراسم دوباره آتش را به محل نگهداري اصلي يعني چهار طاقي چليپا شكل مجاور واقع در و ضلع شرقي چهار طاقي آتشكده آذر گشنسب برگشت مي دادند.
اطاق مركزي چهار طاق ي آتشكده سالن بزرگي است كه رنگ آجرهاي آن قرمز ،زرد، نارنجي و گاهي مايل به خاكستري است هم اكنون بقاياي اين چهار طاقي موجود است جرز و سردرها و پا كار قوسهاي پوشش سقف آن باقيمانده اما گنبد مركزي و طاق هاي پوشش دالانهاي آن از بين رفته است.
آتشكده آذرگشنسب
ساختمان آتشكده تخت سليمان كلا" آجري بوده و بخش مركزي اين چهار طاقي مربع شكل، حد فاصل چهار جرز 8*8 متر مي باشد كه زماني داراي سقفي گنبد بوده است. دورادور اين اتاق مركزي يك دالان امتداد پيدا مي كند كه زماني به وسيله نرده هاي باريكي ازاتاق مركزي محل قرارداشتن آتش مجزا بوده است.
ضمن كاوشهاي باستانشناسي در اين اتاق بقايايي از آثار و ادواتي در ارتباط با مراسم نيايش آ تش نيز بدست آمده است.
ضخامت ديوارهاي آجري اين آتشكده حدود 5/3 متر مي باشد و در پيرامون اين بنا راهروهاي بلند و باريك طاقداري به طول 5/16 متر ساخته شده و با گذاشتن از ورودي هايي طاقدار و عريض اين راهروها به اطاق مركزي آتشكده مي رسيم.
در ضمن ضخامت جرزهاي چهار طاقي آتشكده هم حدود 6 متر است. بطور كلي ابعاد كامل اطاق مركزي آتشگاه با احتساب رواقهاي پيرامون جرزهاي چهار طاقي 21*21 متر مي باشد.
چنانكه ذكر ش د مجموعه آتشكده ساساني آذر گشنسب وسيع ترين تاسيسات ساساني است كه تا كنون شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است. يك آتشكده داراي تعداد زيادي اتاق است : در مركز بناي آتشكده معمولا" يك اتاق مربع به شكل چهار طاقي با محراب آتش ساخته مي شود. دومين اتاق مهم " يزشن – گاه " است كه در آن آتش را وقتي براي نيايش در معرض ديد نيست ، شعله ور حفظ مي كردند. حياطها، باغها، انبارها، سكونتگاه موبدان و اتاقهاي خزانه جايگاه مقدس، فضاهاي ديگر آتشكده هستند.
تاسيسات آتشكده آذر گشنسب را مي توان به اين شكل توصيف وتشريح كرد. از جلوي ايوان جنوبي به چهار طاقي A يعني مركز و جايگاه مقدس وارد مي شويم. اين بخش از بنا كاملا" از آجر ساخته شده است. بخش مركزي از يك اتاق مربع شكل با اضلاع 8 متر (زماني داراي سقفي گنبدي بوده است)، تشكيل مي شود. در هر ضلع اتاق يك طاق عريض قرار دارد كه بنا به همين دليل نيز چهار طاق خوانده مي شود. دور اين اتاق مركزي يك دالان امتداد پيدا مي كند كه زماني به وسيله نرده هاي باريكي از اتاق مركزي يعني محل آتشدان مجزا بوده است. در اين اتاق بقايايي در ارتباط با مراسم نيايش به دست آمد، يك گود چهار گوش در كفي از هشت رديف آجر ايجاد شده است كه در آن بايد قرار گرفته باشد و چهار سكو از سنگ ماسه با حفره هايي براي قرار دادن برسم. تعدادي نيمكت يا ميز ( از آجر ) براي آماده كردن مخلفات مربوط به نوشابه اي كه در مراسم نيايش نوشيده مي شده، قرار داشته است. مراسم نيايش مطمئنا" بسيار جالب توجه بوده است. موبدان در كنار آتشدان دهان خود را مي بستند تا آتش را با نفس خود آلوده نسازند و دستكشي مسي به دست مي كردند تا چوبهاي از قبل تطهير شده در مراسم خاص را كه با انبر روي آتش قرار مي دادند، ملوث نكنند . اين مراسم با سرودهاي كهن اوستا و متنهايي از تعليم زرتشت همراه بوده است.
معتقدان مي توانستند از دالان دور اتاق A از پشت موانعي مراسم نيايش را از فاصله مناسب مشاهده كنند ( دالان غربي در دوره ايلخاني تيغه و مسدود شده است). از يك در باريك در دالان شرقي مي توان به اتاق B كه آن هم مربع شكل بوده و داراي چهار طاق بدون دالان احاطه كننده بوده است، وارد شد. اين اتاق نيز شبيه اتاق A است. در وسط آن سكويي از آجر با چهار جايگاه براي آتشدانهاي سنگي به دست آمد كه روي آنها تخته سنگهايي قرار داشته است ( همان طور كه در تصوير روي سكه ها ديده شده است). وقتي آتش براي نيايش در اتاق A يعني چهار طاقي اصلي آتشكده قرار نداشت، آن راروي تخته سنگها افروخته حفظ مي كردند. در اتاق B ( محل نگهداري آتش جاويدان ) يك آتشدان سنگي به دست آمد.
باغهايي را عرضه مي داشتند. ( باغچه هاي كوچك ) در اين باغها درختاني قرار داشته است كه برسم مورد نياز براي مراسم نيايش را از تركه هاي آنها تهيه مي كرده اند. اين مجموعه هنوز كاملا" از زير خاك خارج نشده است.
در شرق اتاق B دو اتاق يك شكل C و D كه از چندين مربع شكل گرفته و ساخته شده اند، قرار دارند. هر يك از اتاقها داراي چهار طاقنما است و در آنها همان طور كه علائم روي ديوار نشان مي دهد، رفهايي ساخته بودند. اين اتاقها شايد خزانه هاي آتشكده باشند كه پادشاهان بخشي از غنايم جنگي خود را به آنها اختصاص مي دادند. در اينجا تعداد زيادي سكه ساساني نيز به دست آمد.

این مقاله تحقیقی که توسط یکی از دانشجویان رشته معماری تهیه گردیده در یک از وبلاگها انتشار یافته

آدرس وبلاگ 

  http://mr-mozal2.blogfa.com/post-17.aspx


////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
نوشته شده توسط نادر براتی در 13:39 |  لینک ثابت   •