تبليغاتX
تکاب تخت سلیمان

یکشنبه شانزدهم دی 1386

آتشکده آذر گسنسب _-در شاهنامه فردوسی

پس و پيش گرد اندر آزادگان                                همي رفت نوشيروان تا آذرآبادگان
چو چشمش برآمد بر آذرگشسپ                         پياده شد از دور و بگذاشت اسپ
نشستند چون باد هر دو بر اسپ                             دمان تا در خان آذرگشسپ
بيک ماه در آذرآبادگان                                         ببودند شاهان و آزادگان
از آتش گسي کرد بانوگشسپ                             ابا خواسته همچو آذرگشسپ
چو رستم بديدش برانگيخت اسپ                          بيامد بر او چو آذرگشسپ
سپهبد برآمد خروشان به اسپ                         روان شد بکردار آذرگشسپ
يکي نيزه زد همچو آذرگشسپ                              ز کوهه ببردش سوي يال اسپ
چو برساخت کار اندرآمد به اسپ                               برآمد بکردار آذرگشسپ
وز آن پس نشستند گردان بر اسپ                           براندند برسان آذرگشسپ

 

 

__________________________________________________

 

همان اسب تو شاه اسب من است                       کلاه تو آذرگشسب من است
چنان ديد در خواب کآتشپرست                             سه آتش فروزان ببردي بدست
چو آذرگشسب و چو خراد و مهر                          فروزان چو بهرام و ناهيد چهر
بيزدان که او را سزد برتري                                 نگارنده زهره و مشتري
بتاج و بگاه و بخورشيد و ماه                                   به آذرگشسب و بمهر و کلاه
که از شاه خاقان نپيچد بدل                                 نباشد بکاري ورا دل گسل

____________________________________________________________

 

در آنجا که آن روشنی بر دمید          بشد تیرگی سربه سر نا بدید 

بفرمود خسرو بدان جایگاه       یکی گنبری تا به ابر سیاه  

زبیرون چو نیم از تک تازی اسب       برآورد و بنهاد آذر گشسب    

________________________________________________________

 

 

            چو بشنيد خسرو که شاه جهان                همي خون او جويد اندر نهان
شب تيره از طيسفون درکشيد          تو گفتي که گشت از جهان ناپديد
نداد آن سر پربها رايگان            همي تاخت تا آذرآبادگان
چو آگاهي آمد بهر مهتري                که بد مرزبان يا سر کشوري...
يکايک بخسرو نهادند روي                  سپاه و سپهبد همه نامجوي
از ايران و از دشت نيزهوران                   ز خنجرگذاران و جنگي سران
همي گفت هر کس که اي پور شاه            ترا زيبد اين تخت و تاج و کلاه
نگر تا نداري هراس از گزند                   بزي شاد و آرام و دل ارجمند
زماني بنخجير تازيم اسپ              زماني نوان پيش آذرگشسپ...
بديشان چنين گفت خسرو که من            پر از بيمم از شاه وز انجمن
اگر پيش آذرگشسب اين سران               بيايند و سوگندهاي گران
خورند و مرا يکسر ايمن کنند                   که پيمان من زآن سپس نشکنند...
يلان چون شنيدند گفتار اوي                   همه سوي آتش نهادند روي
بخوردند سوگندهايي که خواست                که مهر تو ما زنده داريم راست
از آن جايگه لشکر اندرکشيد                  سوي آذرآبادگان برکشيد
چو از پارس لشکر فراوان نبرد                   چنين بود نزد بزرگان و خرد
که از جنگ بگريخت بهرام شاه              ورا سوي آذرگشسپ است راه
چو بهرام رخ سوي آذر نهاد                فرستاده آمد ز قيصر چو باد

نوشته شده توسط نادر براتی در 9:13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

آتشکده آذر گشنسب

با استقرار امپراطوری ساسانی در ايران و رواج آيين زرتشتی و به ويژه آتش پرستی سه  گونه آتشکده ساخته شد که عبارت بودند از اذرفرنيخ{اتشکده موبدان} آذربرزين مهر آتشکده برزگران وکشاورزان واتشکدهاذر گشسب که مختص به شاهان ساسانی بود وهم اکنون بانام تخت سليمان خوانده می شود در امپراطوري ساسانی رسم بر اين بود که پادشاهان ساسانی باپای پياده و اعطای انواع نذورات به اين اتشکده می رفتند وقدرت ونصرت می طلبيدند وپس از انجام هر جنگی وکسب پيروزی در ان بخشی از غناييم به دست امده را به اين اتشکده هديه ميکردند                          بعد از پذيرش اسلام توسط ايرانيان وزوال حکومت ساسانيان مجموعه تخت سليمان درجنگ ايران و روم در زمان خسرو پرويز بشدت اسيب ديد و تنها بخشی از اتشکده در مقياسی بسيار کوچک توسط اندکی از معتقدان به آيين زرتشت مورد استفاده قرار می گرفت تا اينکه در زمان حکو مت اباخان از نوادگان چنگيز مغول اين مجموعه با انجام تعميرات وسيع وچشمگير واحداث بناهای جديد مرمت وباسازی شد    اتشکده به عنوان اصلی ترين محل عبادات دارای چهار ستون يک گنبداز جنس طلا وفيروزه وهفت ورودی وخروجی است که گنبد ان فرو ريخته وتنه در بالای ستونها اثاری از اتاقهاب هلای گچکاريها باقی مانده است

از لحاظ معماری در جبهه شمال باختری دریاچه و در زاویه مربع بزرگتر، ایوان رفیع ساسانی معروف به ایوان خسرو که از آجر قرمز و ملات ساروج ساخته شده بوده، قرار داشته است. در حال حاضر از این ایوان جز یک جرز و ازاره‌های دیوار آن چیزی باقی نمانده است. قطر دهانه ایوان ‌١٨/٥ متر و عمق آن ‌٢٠ متر است که در مرکز مربع شمالی آتشکده معروف آذرگشنسب واقع شده است. از سویی روی به دروازه شمالی دارد و از جنوب راه به دریاچه میبرد.

در حد فاصل آتشکده و دروازه شمالی راهرو ها و حیاط های چندی به چشم میخورد که کار کاوش و خاکبرداری آنها پایان نیافته است. آتشکده آذرگشنسب که به طور کامل حفاری شده، مجموعه ای است مشتمل بر یک سالن مرکزی مربع شکل با چهار جرز قطور آجری که گنبد بزرگ آجری آنرا پوشانده است.

مجاور این مجموعه و در بخش باختری مجموعه دیگری است که از یک آتشکده صلیبی شکل با ابعاد کوچکتر و دو تالار ستون دار با ستونهای مدور چهار گوش و تعدادی اتاقها و فضاهای جانبی تشکیل شده است.

از لحاظ استحکامات، مجموعه دارای حصاری به طول ‌١/١٢٠ کیلومتر مربوط به دوره ایلخانی با ‌٣٨ برج و ‌٣٨ بارو دو دروازه شمالی و جنوب خاوری از دوره ساسانی و یک دروازه جنوبی است. این مجموعه مربوط به گنزک در سال ‌٦٢٤ میلادی به واسطه حمله ارتش روم و شکست سپاهیان خسرو دوم  مورد غارت و تخریب واقع و از اعتبار آن کاسته شد.

با انقراض حکومت ساسانی در نیمه دوم قرن هفتم میلادی، آتشکده سریعا اهمیت خود را از دست داد، گرچه بر اساس گزارشهای ابودلف آتش گنزک تا اوایل قرن دهم مورد احترام بوده است. ولی تحقیقات باستان شناسی نشان دهنده محوطه های مسکونی کم اهمیت در این دوره است. ساکنان آن در این دوره بنای آتشکده را که نشان میداد شدیدن در حال تخریب است، بیشتر و بیشتر مورد استفاده و بی حرمتی قرار دادند و سپس محدوده بین آتشکده و حصار استحکامات را برای سکونت برگزیدند. در این دوره به نظر نمیرسد که بناهای بااهمیتی به وجود آمده باشد؛ ولی سرامیکهای متعلق به دوره خلفای عباسی و آل بویه که در لایه های تخریبی  بدست آمده، اجازه شناسایی یک اسکان متناوب را میدهند و این مقطع زمانی با ظهور سرامیک های جلادار و نقاشی شده الوان، علامتگذاری و مشخص شده اند.

ظروف مینایی با رنگ آمیزی آبی و سبز روی زمینه سفید که اصطلاحن ظروف «ساعر» خوانده میشوند، متعلق به تولیدات اولیه این دوره است. ظروفی با رنگ آمیزی زرد، ارغوانی و سبز که بر اساس محل کشف حدود ‌٩٠٠ میلادی تاریخ گذاری شده اند، به گروه یادشده می پیوندند.

در این رده، تکنیک آذین (گرافیتو) در ظروف به اصطلاح (گروس) به ویژه در دوره سلجوقی و اوایل مغول به نقطه اوج میرسد. نبود ظروف مینایی الوان نشانه ای است که کم اهمیتی محل را در آن زمان مورد تایید قرار میدهد؛ در حالی که برای مورخان ایرانی به عنوان محل آتشکده معروف و شناخته شده باقی است.

پس از به حکومت رسیدن سلجوقیان مهاجرت شدید ترکان به این سرزمین، قابل ثبت است که تا زمان رانده شدن سکنه از محل و ساختن کاخ شکار به دستور آباقاخان بر ویرانه های آتشکده ادامه داشته است.

در دوره اسلامی نیز آتشکده رونق خود را از دست داد و فقط به عنوان سکونت های موقت مورد استفاده قرار گرفت؛ تا اینکه در زمان ایلخانیان با احداث و احیای جدید مخصوصن تعمیر ایوان خسرو توسط آباقاخان، مجددن در این محوطه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی آغاز شد و به عنوان پایتخت ییلاقی مورد استفاده قرار گرفت.

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////// 

.

نوشته شده توسط نادر براتی در 13:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم مرداد 1386

آتشکده آذر گسنسب _- مسعودی

در قرن دهم ميلادی مسعودی آتشکده اذر گسشب را اينگونه وصف می کند امروز در ان شهر(شيز)آثار عجيبی از انبيه ونقوش گوناگو.ن است.که کرات سماوی و ماه وستارگان وعوالم بروبحر .اراضی مسکونی ونباتات وحيوانات وساير عجايب را نشان می دهد.شاهنشاهان آتشکده در اين شهر داشتند که در عهد همه سلسله هايايران مقدس ومحترم بود.اين آتشکده راآذرخوش می گفتند.آذربه زبان عجم آتش وخوش(نيکو)است.شاهنشاهان ايران هنگام رسيدن به پادشاهی با کمال احترام پياده به زيارت اين معبد ميرفتند .نذرها می کردند وهديه وخواسته بسيار به آنجا می بردند.خسرو دوم نذر کرد که اگر موفق به مغلوب نمودن وهرام چوبين شود زينت وزر وهدايا به اتشکده بفرست وبه عهدخود وفا نمود.اين اتشکده علامت اتحاد ويگانگی دينودولت بود ونمونه (سمبل)دولت ساسانيان به شمار می رفت که به واسطه ديانت و اتحاد قوت گرفت.بر خلاف اشکانيان که هر يک از ملوک الطوايف وشهربانان معبدی مخصوص خويش داشت.درآتشکده روحانيون ادعيه مقرر پنج گانه روز وتمام اعمال مذهبی را بجا می اورند.خصوصآ هنگام اعياد ششگانه سال که (کاهان باز)ناميده ميشود و در تمام فصول معين انجام می گرفت جشن جنبه باشکوهی داشت.اشخاصی که در زمره روحانيون نبودند همچنين در اتشکده را داشتند ومکلف بودند با آن مقام رفته دعای (آتش نيايش)را بخوانند.مردم معتقد بودند که هر کس در زوز سه بار به اتشکده برود ودعای نيايش را بخواند صاحب ثروت وفضيلت ميشود.

التنبيه  ـ مسعودی                

نوشته شده توسط نادر براتی در 7:48 |  لینک ثابت   •