آتشکده آذر گشنسب

با استقرار امپراطوری ساسانی در ايران و رواج آيين زرتشتی و به ويژه آتش پرستی سه  گونه آتشکده ساخته شد که عبارت بودند از اذرفرنيخ{اتشکده موبدان} آذربرزين مهر آتشکده برزگران وکشاورزان واتشکدهاذر گشسب که مختص به شاهان ساسانی بود وهم اکنون بانام تخت سليمان خوانده می شود در امپراطوري ساسانی رسم بر اين بود که پادشاهان ساسانی باپای پياده و اعطای انواع نذورات به اين اتشکده می رفتند وقدرت ونصرت می طلبيدند وپس از انجام هر جنگی وکسب پيروزی در ان بخشی از غناييم به دست امده را به اين اتشکده هديه ميکردند  

 بعد از پذيرش اسلام توسط ايرانيان وزوال حکومت ساسانيان مجموعه تخت سليمان درجنگ ايران و روم در زمان خسرو پرويز بشدت اسيب ديد و تنها بخشی از اتشکده در مقياسی بسيار کوچک توسط اندکی از معتقدان به آيين زرتشت مورد استفاده قرار می گرفت تا اينکه در زمان حکو مت اباخان از نوادگان چنگيز مغول اين مجموعه با انجام تعميرات وسيع وچشمگير واحداث بناهای جديد مرمت وباسازی شد 

 اتشکده به عنوان اصلی ترين محل عبادات دارای چهار ستون يک گنبداز جنس طلا وفيروزه وهفت ورودی وخروجی است که گنبد ان فرو ريخته وتنه در بالای ستونها اثاری از اتاقهاب هلای گچکاريها باقی مانده است

از لحاظ معماری در جبهه شمال باختری دریاچه و در زاویه مربع بزرگتر، ایوان رفیع ساسانی معروف به ایوان خسرو که از آجر قرمز و ملات ساروج ساخته شده بوده، قرار داشته است. در حال حاضر از این ایوان جز یک جرز و ازاره‌های دیوار آن چیزی باقی نمانده است. قطر دهانه ایوان ‌١٨/٥ متر و عمق آن ‌٢٠ متر است که در مرکز مربع شمالی آتشکده معروف آذرگشنسب واقع شده است. از سویی روی به دروازه شمالی دارد و از جنوب راه به دریاچه میبرد.

در حد فاصل آتشکده و دروازه شمالی راهرو ها و حیاط های چندی به چشم میخورد که کار کاوش و خاکبرداری آنها پایان نیافته است. آتشکده آذرگشنسب که به طور کامل حفاری شده، مجموعه ای است مشتمل بر یک سالن مرکزی مربع شکل با چهار جرز قطور آجری که گنبد بزرگ آجری آنرا پوشانده است.

مجاور این مجموعه و در بخش باختری مجموعه دیگری است که از یک آتشکده صلیبی شکل با ابعاد کوچکتر و دو تالار ستون دار با ستونهای مدور چهار گوش و تعدادی اتاقها و فضاهای جانبی تشکیل شده است.

از لحاظ استحکامات، مجموعه دارای حصاری به طول ‌١/١٢٠ کیلومتر مربوط به دوره ایلخانی با ‌٣٨ برج و ‌٣٨ بارو دو دروازه شمالی و جنوب خاوری از دوره ساسانی و یک دروازه جنوبی است. این مجموعه مربوط به گنزک در سال ‌٦٢٤ میلادی به واسطه حمله ارتش روم و شکست سپاهیان خسرو دوم  مورد غارت و تخریب واقع و از اعتبار آن کاسته شد.

با انقراض حکومت ساسانی در نیمه دوم قرن هفتم میلادی، آتشکده سریعا اهمیت خود را از دست داد، گرچه بر اساس گزارشهای ابودلف آتش گنزک تا اوایل قرن دهم مورد احترام بوده است. ولی تحقیقات باستان شناسی نشان دهنده محوطه های مسکونی کم اهمیت در این دوره است. ساکنان آن در این دوره بنای آتشکده را که نشان میداد شدیدن در حال تخریب است، بیشتر و بیشتر مورد استفاده و بی حرمتی قرار دادند و سپس محدوده بین آتشکده و حصار استحکامات را برای سکونت برگزیدند. در این دوره به نظر نمیرسد که بناهای بااهمیتی به وجود آمده باشد؛ ولی سرامیکهای متعلق به دوره خلفای عباسی و آل بویه که در لایه های تخریبی  بدست آمده، اجازه شناسایی یک اسکان متناوب را میدهند و این مقطع زمانی با ظهور سرامیک های جلادار و نقاشی شده الوان، علامتگذاری و مشخص شده اند.

ظروف مینایی با رنگ آمیزی آبی و سبز روی زمینه سفید که اصطلاحن ظروف «ساعر» خوانده میشوند، متعلق به تولیدات اولیه این دوره است. ظروفی با رنگ آمیزی زرد، ارغوانی و سبز که بر اساس محل کشف حدود ‌٩٠٠ میلادی تاریخ گذاری شده اند، به گروه یادشده می پیوندند.

در این رده، تکنیک آذین (گرافیتو) در ظروف به اصطلاح (گروس) به ویژه در دوره سلجوقی و اوایل مغول به نقطه اوج میرسد. نبود ظروف مینایی الوان نشانه ای است که کم اهمیتی محل را در آن زمان مورد تایید قرار میدهد؛ در حالی که برای مورخان ایرانی به عنوان محل آتشکده معروف و شناخته شده باقی است. پس از به حکومت رسیدن سلجوقیان مهاجرت شدید ترکان به این سرزمین، قابل ثبت است که تا زمان رانده شدن سکنه از محل و ساختن کاخ شکار به دستور آباقاخان بر ویرانه های آتشکده ادامه داشته است.

در دوره اسلامی نیز آتشکده رونق خود را از دست داد و فقط به عنوان سکونت های موقت مورد استفاده قرار گرفت؛ تا اینکه در زمان ایلخانیان با احداث و احیای جدید مخصوصن تعمیر ایوان خسرو توسط آباقاخان، مجددن در این محوطه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی آغاز شد و به عنوان پایتخت ییلاقی مورد استفاده قرار گرفت.

تخت سلیمان چهارمین بنای ثبت شده در یونسکو

از گذشته هاي دورشرايط مناسب دره سزسبزوچشمه هاي هميشه جوشان براي زندگي بسيار مناسب بوده است وخيلي زود مورد سكونت قرار گرفته به طوريكه از هزارههاي دور تخت سليمان به دليل وجود چشمه هميشه جوشانش كه درياچه اي به عمق بيش از 65 متر را تشكيل مي دهد مورد توجه بوده ودر اطراف ان اسكان هايي صورت پذيرفته است اين مجموعه در دوران هخامنشي واشكاني نيز به حيات خود ادامه داد تا در دوره خسرو اول ساساني( انوشيروان) با انتقال آتش مقدس از شيزقديم(تقريبآ ناحيه اي در جنوب اروميه ) به اين منطقه بر اهميت آن افزوده شده.آتشكده آذرگسشب كه آتشكده پادشاهان وسرداران بوده موقعيت جنگجويان را حفظ مي كرده وبه عنوان نماد وحدت كشور از لهميت بالايي برخوردار بوده .اولين صحنه هي كه در روبرو شدن با اين مجموعه بي نظير انسان را متآثر ميكند حصار عظيم دوره ساساني است كه با ظاهري تدافعي به طول 120/1 كيلومتر وعرض حدودآ80/3 متر به شكل يك بيضي تمام مجموعه ودرياچه مقدس را احاطه كرده است.در حالي كه هسته اصلي ديوارها از لاشه سنگ وملات ساروج است پوشش بيروني حصار را سنگهاي بزرگ حجاري شده زينت بخشيده اند. اين حصار 13 متر ارتفاع دارد وسالمترين قسمت باقي مانده از آن در جبهه غربي وجنوب غربي باقي مانده كه بخشي از آن اخيرا به شكل اوليه مرمت گشته است. حصار فوق داراي 38 برج به صورت قوس دار در جبهه بيروني بوده ونيز داراي دو دروازه است.دروازه جنوب شرقي به علت زيبايي حجاري هاي بالاي طاق ونيز اسيب ناچيز از اهميت بيشتري برخوردار است . آتشكده آذرگسشب در ظلع شمالي درياچه قرار گرفته وداراي نمايي چهار طاقي است كه درون ان محراب آتش قرار گرفت ودر راهروهاي مخصوص مراسم عبادي اطرافش را فرا گرفته اند . جايي كه موبدان در حالي كه سرودهاي مقدس اوستا را زمزمه مي كردند در كنار آتشدان دهان خود را با پارچهاي مي بستند تا با نفس خود آن را آلوده نسازند ودستكش به دست چوب هاي از قبل پاك شده را با انبر روي آتش قرار مي دادند.در سمت راست چهار طاقي دومين اتاق مهم آتشكده يعني (يزشن ـ گاه ) قرارگرفته كه در آن آتش را وقتي براي نيايش در معرض ديد نبود شعله ور حفظ مي كردند. در ظلع شمالي غربي ايوان بلند وشكوهمند ساساني معروف به ايوان خسرو كه از آجر قرمز وملات ساروج ساخته شده قرار دارد كه با وجود تنها يك جرزوازاره ديوارهاي باقي مانده هنوز به عنوان شاخص اين مجموعه تلقي مي شود .اين ايوان بلند كه براي اقامت پادشاهان ساساني در زمان اجراي مراشم زيارت آتشكده آذرگسشب بار عام يا...احداث شده است .به احتمال زياد تاريخ ساخت آن مربوط به خسرو اول معرف به انوشيروان مي باشد. از برخي تاريخ نويسان وجغرافي دانان دنياي قديم در مورد شكوه تزينات سقف و ملزومات اشرافي به ويژه تخت جواهر نشان سلطنتي طاقديس اين ايوان شاهي يادداشتهاي باقي مانده كه گوياي توجه خاص شاهان ساساني به رونق وشكوه اين مكان مذهبي ـ سياسي مي باشد .تخت طاقديس كه بر حسب قرار گرفتن خورشيد قابل چرخس وتنظيم بوده جنسي از عاج وچوب ساج وسايباني از نقره .طلا داشته كه طاقي از طلا ولاجوردكه آسمان رابا كواكب به تصوير مي كشيده آن رادر بر مي گرفته . همچنين بايدبه تالار ستون كه كاربرد ان هنوز قطعي نشده وبه منزله يك اتشكده ديگر يا كاخ قلمداد گرديده نيز اشاره كرد. يكي از معابد سناسايي شده در تخت سليمان تالار (اي ـ ) است كه در ظلع شرقي آتشكده آذرگسشب قرار دارد به دليل تشابه سبك معماري احتمالآ مكاني بوده براي ستايش ايزد بانوي آب ( آناهيتا )در اوستا (اردويسورآتاهيته )چشمهآي است كه از كوهي افسانه اي (هوكييويه )مي جوشد اين روايت مي تواند نشانگر اهميت انتخاب اين محل براي استقرار جايگاه مقدس در طي هراران سال وبخصوص در دوران ساساني باشد با اين وجود اين تاسيسات عظيم در سال 624 ميلادي به واسطه حمله ارتش روم وشكست سپاهيان خسرو دوم (پرويز)مورد غارت وتخريب وبيحرمتي واقع واز اعتبار ان كاسته شد وديگر هرگز رونق پيشين را نيافت آتشكده نيز در ابعاد كوچك ترتا قرن چهارم هجري قمري به حياط خود ادامه داد تا اينكه در دوره ايلخانان مغول اباخان با انجام تعميرات وسيع واحداث بناهاي جديد برروي شالوده بناهاي ساساني از اين مكان به عنوان تفرجگاه وشكارگاه خوداستفاده كرد. بعد از ايخانان مغول اين مكان به صورت شهرك كم اهميتي با مشاغل متنوع تا قرن 11 ه.ق به حياط خود ادامه داد واز ان زمان كه هيات آلماني به سرپرستي رودلف ناومان در سال 1960 اولين گمانه ها را در اين محل آغاز گرديد. 

 

ويژگيهای زمين شناسی منطقه  تخت سلیمان

 زمین شناسی

ويژگيهای زمين شناسی و اقليمی منطقه تخت سليمان شرايط مناسبی را برای پيدايش اشكال كارست فراهم ساخته است .تراورتن از سنگهای عمده كربناته منطقه است كه از سنگهای اهكی و دولوميتی دوره كرتاسه تشكيل شده است.چشمه هايی كه در قسمت های مختلف منطقه وجود دارند به وسيله انحلال سنگهای كربناته ؤسنگهای تراورتن را به وجود اوردند.

فعاليتهای تكنونيكی در زمان های مختلف زمين شناسی بيش از ۸۵ گسل را در اين منطقه به وجود آوردند.اين گسلها در منطقه همراه با شكاف ها و درزها عامل مهمی برای پيدايش اشكال كارست به خصوص كارنهای در منطقه می باشند.شرايط اقليمی مانند بارش و رطوبت نسبی نيز در پيدايش كارنها مهم می باشند.انحلال اوليه وسطحی سنگهای تراورتن اين كارنها را به وجود آورده استكارنها از تاثير متقابل عوامل درونی و عوامل بيرونی بر سطح سنگهای آهكی ايجاد شده و نقش بيشتر هر كدام از اين عوامل نوع ـ شكل واندازه آنها را تعين می كند. كارنها نوعی از پديده كارستی به حساب می آيند كه در ساختار طبيعی و برنهمه ريزيمحيطی منطقه مؤثر ميباشد.

عوامل و شرايط تشكيل دهنده كارنها

۱ـ عوامل درونی كه عبارتند جنس خاكها ـ جنس سنگها ـ ضخامت سنگهای آهكی ـ د۲ـعوامل بيرونی  آب وهوا ـبارش ارتفاع ناهموريها  موقيت جغرافيايی    كارنها كه از عمل انحلال در سنگهای آهكی به وجود می ايند شيارها و حفره هايی را در سطح اين سنگها ايجاد كرده و به نوعی مقاومت انها را برابر عوامل مورفولژی كاهش می دهند.كه اين مسله باعث فرسايش ومتلاشی شدن انها شده.           در زمين های آهكی و گچی به دليل به وجود آمدن حفره های و درزها قابليت نفوذ زياد است بنابر اين آبی كه در زمين نفوذ ميكند ممكن است زياد باشد و منابع عظيم كارستی را به وجود آورد

منبع _  فصلنامه تحقيقات جغرافيايی  ش ۷۶   

معماری تخت سلیمان در طول ادوار گذشته

دوره ی هخامنشیان  _ویژگیهای معماری                                                                                               

در حفريات وبرسيهاي باستان شناسي همواره به جريانهاي رسوبي ساخته شده از آب درياچه ولايه هاي رسوبي برخورد شده است كه نشان دهنده طغيان دراز مدت و آزاد است. در اين خفريات يك محوطه مسكوني به دست آمده كه به وسيله يك چنين لايه رسوبي تقريبآ ضخيم پوشش وبدين ترتيب كاملآاز دوره هاي جديتر مجزاومتمايز مي كند خانه هاي محوطه مسكوني هخامنشي با خشت روييك پي به ضخامت 60 سانتيمتري از سنگ لاشه با تكنيك جناقي ساخته شده است . آنها داراي اتاقهاي كوچكي با زواياي ما يل وطرحي ساده هستندكه هيچ كدام به طور كامل مشخص نشدند.در مواردي كف اتاقها و حياط ها با تخته سنگ سنگفرش شده است از اشيا موجود در به غير از اجاقها و كوره ها كه شايد در اثر نفوذ آب متلاشي واز بين رفته مواد و خمره هايي دفن شده بدست آمده .

ديوار خانه ها روي يك صفحه رسوبي بر پا شده ودر نتيجه براي تدفين در اتاقها وكنار انها گورهاي بيضي شكل كه در آنها اسكلت هايي در حالات مختلف كه بيشتر در حلت جمع شده است بدست آمده گودهاي كوچك مدور در كنار گورها كه احتمالآ براي اشيايي كه همراه مرده دفن مي شده كاملآمشخص مي باشد

از اين لايه دوره هخامنشي كه از طريق يافته ها وبررسي آزمايشاي كربن 14 بقاياي چوب به قرن 5و6 قبل از ميلاد تارخگذاري مي شود

با توجه شروع عمليات كاوش وبرسيهاي عملي كه از طريق باستان شناسان ايراني زير نظر سازمان ميراث فرهنگي صورت مي گيرد اميد بر اينكه اطلاعات مفيدي در زمينه نوع بناها ومعماري دوره هخامنشي بدست آيد.

 دوره ساسانیان _ ویژگیهای استحکامات

دور محوطه آتشكده كه با حلقه اي از اتاقهاي عظيم محصور بوده حصاري بزرگ با دو دروازهساخته شده كه ظاهري تدافعي داشته است .طول اين حصار120/1كيلومتر است وبه شكل يك بيضي نامنظم متناسب باحصار به شكلي مستحكم از لاشه سنگ وساروج با ضخامتي 80/3 متر بنا شده.سمت بيرون حصار ودروازه ها داراي پوشش دقيقي از تخته سنگهاي حجاري شده است كه به شكل راسته وكله چيده شده اند.سمت داخل حصار سطح خشن ونامنظمي از لاشه سنگ دارد.ارتفاع حصار حداقل 13 متر است.حصار با برج دروازه ها 38 برج داشته كه جبهه بيروني آنها قوس دار بوده است اين برجها بلندتر از باروها بوده اندوهر برج در قسمت بلندتر يك اطاقك داشته كه از طريق راهروي دفاعي قابل ورود بوده است.دروازه شمالي دروازه اصلي بوده است زيرا در محوري كه از مرز آتشكده واز وسط درياچه مي گذردقرار دارد.راهروي دفاعي بالاي دروازه ها پنج پله بالاتر از راهروي دفاعي باروها قرار دارد واز آنجا كه برج دروازه ها از ساير برجها برج ها به هم نزديكتر است وجود يك حصار قديمي كه اكنون بخشهايي از آن در كنار دروازه شمالي قابل مشاهده است قرار داشته .نزديكدروازه شمالي در امتداد اين حصار خشتي يك دروازه قديمي تر نيز شناسايي شده است.

ساختمان آتشكده

آتشكده هاي ساساني شكل شرعي معابد مثل معابد يوناني يا رومي را ندارند آنها در مفهوم ايران باستان (آيدنه) ينعي پرستشگاه هستند و مي توانند به شكلهاي كاملآ متفاوت از چها طاقيهاي ساده تا آتشكده هايي با فضاهاي زياد بنا شده باشند.جايگاه مقدس در روي تخت ينعي آذر گشنسب نماد وحدت سرزمين از آتشكده هاي بزرگ است.اين آتشكده داراي زيادي اتاق است در مركز بناي آتشكده معمولا يك اتاق مربع به شكل يك چار طاقي با محراب آ تش ساخته شده دومين اطاق ( يز شن ـ گاه ) است كه در آن اتش را وقتي براي نيايش در معرض ديد نيست شعله ور  حفظ مي كردند حياطها باغها انبارها سكونتگاههاي موبدان واتاقهاي خزانه جايگاه مقدس فظاهاي ديگر آتشكده هستند.از جلو ايوان جنوبي به چهار طاقي ينعي مركز جايگاه مقدس از آجر ساخته شده بخش مركزي از يك اتاق مربع شك با اظلاع 8 متر كه زماني داري سقفي گنبدي بوده است تشكيك مي شود. در هر ظلع اتاق يك طاق عريض قرار دارد كه بنا به همين دليل نيز چها طاقي خوانده مي شود. دور اين اتاق مركزي يك دالان امتداد پيدا مي كند كه زماني به وسيله نرده هاي باريكي از اتاق مركزي مجزا بوده است. در اين اتاق مراسم نيايش بجا مي آمده. يك گود چهار گوش در كفي از 8 رديف آجر ايجاد شده كه در آن آتشدان قرار مي گرفته وچهار سكو با حفره هايي براي قرار دادن نوشابه اي كه در مراسم نيايش نوشيده مي شده قرار داشته .

تاسيسات عمومي

درياجه در بناي آتشكده ها نقش تعين كننده اي را به عهده داشته زيرا محور آتشكده اصلي در مركز آن قرار گرفته ودر روي اين محور مهمترين فظاها بنا شده . دروازه ـ هشتي ـ حياط ـ وردي اصلي ـ پرستشگاه با محراب آتش وايوان اصلي در مقابل درياچه مجموعه تاسيسات كاملآ بدون تبعيت از استحكامات بيضي شكل از دو مربع كه تشكيل يك مستطيل بزرگ را دادند ساخته شده است. ديوارهاي بيروني آن با ارگ هاي نيم دايره دژ مانند تجهيز شده از اين استحكامات داخلي كه به شكل يك گذرگاه طاقدار است به عنوان دالان ارتباطي استفاده مي كردنند به سمت بيرون اين دالان ارگ هاي نيمه يبضي شكلي به عرض حدود 4متر با فاصله 10 متر ضميمه بوده است. يك دروازه اصلي در محور مجموعه تاسيسات در شمال به استحكامات داخلي منتهي مي شده است.اما دروازه هاي فرعي ديگري در شرق و غرب ويك وردي طاق نصرت شكل در پشت ايوان غربي وجود داشته دالان با سنگ وساروج ساخته شده دروازه شمالي به شكل يك اتاقك مستطيل شكل از آجر بنا گرديده پلان اصلي شبيه گذرگاه طاقدار ولي مصالح آن از خشت خام است از مربع جنوبي مجموعه تاسيسات داخلي كه درياچه در وسط آن قرار دارد دو ايوان در سمت شرق وغرب وتعداد كمي ديوارهاي از بناهاي قرار داشته در سمت شرق درياچه وغرب وجنوب صرف نظر از ايوانها فقط يك تالار ستوندار در امتداد گذر گاه طاقدار وجود داشته ديوار سرپاي شمالي ايوان غربي كه بخشهاي زيرين آن ساساني است 

سكونتگاه ها 

در قسمت شمال شرقي تعدادي از سكونتگاههاي موبدان با ديوارههاي خشتي بدست آمده معماري خشتي به نضر ميرسد كه به طور سيستماتيك تخريب شده باشد چون هيچ گونه اثري از لايه تخربي بدست نيامده فقط در فضاي كوچك ميان دوازه اصلي جايگاه مقدس وتراس مرتفع ونيز در نوار باريكي واقع در پشت حلقه حصار خانه هاي در دوره اسكان ساخته شده است كه ويژگيهاي يك دهكده را دارد سپس به نظر مي رسد كه سرانجام محوطه مسكوني مورد تهاجهم قرار گرفته باشد

 يافته های معماری ــــــبقايای ديوارهای سنگی به شکل مستطيل شامل اتاق وحياط ـــــ فضاهای مربع مستطيل منظم شامل اتاق های متعدد ــــــ مجموعه ساختمان های خشتی منظم در شمال درياچه ـــــ يک حصار خشتی منظم مستطيل شکل ــــــ حياط به ابعاد ۲۰ در ۲۰ متر ــــــ راهرو ــــ محراب ــــــ ايوان به ابعاد ۱۵ در ۸ متر ــــ ديوار حصار مدور ـــــ بقايای ديوار سنگی به صورت حصار مدور با ۳۸ پشت بند و دو دروازه وبرج ديده بانی ـــــ بقايای ديوار سنگی وآجری با ۲۴ پشت پشت بند در پيرامون ـــــ بناهای با دلانهای به عرض ۵/۲ متر در ضلع شرقی ـ شمال و غربی بناها ــــ آتشکده بزرگ ( آ ) ـــــ آتشکده (ب ) ــــــ تالار ستوندار                                                        مصالح                                                                                                          لاشه سنگ در ديوارها ـ صخره طبيعی به عنوان پی ـ خشت در ديواره ها به ضخامت ۵/۱ در ۵/۳ متر ـ صخره سنگی ـ خشت در ستون ها به ابعاد ۵/۱ در ۵/۱ متر ـ خشت در ديوارها حصار ـ سنگ تراش خورده در ديواره ها حصار ـ آجر در ديوار حصار ـ سنگ در ديوار ـ کف از آجر ـ کف از سنگ ـ ستون از خشت ـ اندود گل و گچ ـ اندود گچ ـ لاشه سنگ با ملات در ديوار ها                                                                             معماری                                                                              هندسه بناها ـ بقايای ديوار ها ی سنگی به شکل اتاق های مستطيل شکل با حيا ط ـ سکوئی از سنگ در داخل خانه که برروی گورها قرار می دادند ـ در مرکز اتاق محراب به ابعاد ۵/۲ در ۵/۲ متر

دوره های معماری در تخت سلیمان

دوره اول         550 _ 323 ق . م

دوره دوم       600 _ 500 حکومت ساسانی

دوره سوم    600 _ ب . م دوره دوم حکومت ساسانی

دوره چهارم   _ حکموت مغولان آباخان مغول